برگردان به زبان ساده
جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
رحم بر خون دل آزرده جانی داشتی
هوش مصنوعی: اگر جان من را به دلت میسپردی، باید بر حال و روز رنجیده و خونین من رحم میکردی.
بیش از این بودی به عاشق مهربان ای سنگدل
گر بت سنگین دل نامهربانی داشتی
هوش مصنوعی: اگر به عاشق مهربانی میبودی، دیگر نیازی به سنگدلی و بیمحبتی نبود. اگر سنگ دل هستی، پس چگونه میتوانی به عشق درخت دل ببندی؟
بی خبر کی بودی از درد نهان من چنین
گر چو من در عاشقی درد نهانی داشتی
هوش مصنوعی: آیا تا به حال از رنج پنهان من باخبر نبودی؟ اگر مثل من در عشق دلی پر از درد داشتی، حتماً متوجه میشدی.
منع من کردی کجا ز آه و فغان در عشق اگر
از غم معشوقه ای آه و فغانی داشتی
هوش مصنوعی: تو مرا از ناله و فریاد در عشق منع کردی، اما اگر خودت از غم معشوقهات نالهای نداشتی، پس کجا میتوانستی فریاد بزنی؟
کی گمان بد به من می داشتی در عشق خویش
گر چو خود عاشق فریب و بدگمانی داشتی
هوش مصنوعی: کی فکر میکردی که در عشق به تو چنین بدگمان و فریبکار باشم، اگر تو هم مانند خودم عاشق و بیتفاوت به بدبینیها بودی؟
بر دل من کی زدی ناوک اگر زخمی به دل
از خدنگ غمزهٔ ابروکمانی داشتی
هوش مصنوعی: به دل من چه تیر زدی اگر تیر غمزهات به دل من آسیب رسانده است؟
داشتی بر جان و دل گر درد و داغی ای رفیق
آه آتشبار و چشم خونفشانی داشتی
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر در دل و جانت غم و زخمهایی وجود دارد، باید بدانی که تو نیز مانند من با آتش اندوه و اشکهای خونی دست و پنجه نرم کردهای.