برگردان به زبان ساده
از لطف نمی بینی سویم چه خطا کردم
جز آنکه جفا دیدم جز آنکه وفا کردم
هوش مصنوعی: من نمیدانم از چه چیزی باید شاکی باشم، چون جز وفاداری کار دیگری نکردهام و نتیجهاش تنها جفا و بیمحبتی از سوی تو بوده است.
گفتی ز غمم جایی کردی به کسی شکوه
این حرف کرا گفتم این شکوه کجا کردم
هوش مصنوعی: گفتی که از غم و ناراحتیام با دیگری صحبت کردهای، اما من به کسی چیزی در این باره نگفتم.
درمان چو نشد حاصل بر مرگ نهادم دل
یکچند دگر گیرم بیهوده دوا کردم
هوش مصنوعی: وقتی که درمان به دست نیامد، دیگر به مرگ فکر کردم. مدتی است که بیهوده تلاش کردهام.
شاید که به صد خاری در خون کشیم آری
عشق چو تو خونخواری انکار چرا کردم
هوش مصنوعی: شاید به خاطر عشق تو با درد و رنج فراوانی مواجه شوم. چرا باید من منکر این موضوع باشم که عشق تو مانند یک خونخوار است؟
یک عمر جفا دیدم نادیده وفای تو
نالم ز که چون من خود بر خویش جفا کردم
هوش مصنوعی: یک عمر با ظلم و بدی روبرو شدم و وفای تو را ندیدم. از چه کسی باید شکایت کنم که خودم هم بر خودم ظلم کردم؟
صد دفعه فزون دیدم بیداد و ثنا گفتم
صد بار فزون گفتی دشنام [و] دعا کردم
هوش مصنوعی: بارها و بارها بیعدالتی را مشاهده کردهام، اما همیشه به ستایش پرداختهام. تو اما هر بار که صحبت کردی، فقط از ناسزا گفتی و دعا نکردی.
آواز درا هرگز زین قافله نشنیدم
هر چند رفیق آواز مانند درا کردم
هوش مصنوعی: هیچ وقت صدای درا (سهره) را از این دسته از پرندگان نشنیدم، هرچند که همراهانم همچون درا آواز خواندند.