برگردان به زبان ساده
گر دهد بلبل ز شوق روی گل جان در قفس
به که گل را در گلستان بنگرد با خار و خس
هوش مصنوعی: اگر بلبل به خاطر عشق به گل جانش را در قفس بدهد، بهتر است از اینکه گل را در گلستان ببیند و در میان خار و علف باشد.
نه گلم باشد تمنا نه گلستانم هوس
گل مرا روی تو کافی گلستان کوی تو بس
هوش مصنوعی: نه من خودم را خواستهام و نه بهار و زیبایی را، بلکه فقط زیبایی و عشق تو برای من کافی است و همین برایم بهشت است.
قد غیر و من چه می داند نمی داند چو او
خویش از بیگانه یار از مدعی عشق از هوس
هوش مصنوعی: قد او تغییر کرده است و من از این تغییر بیخبرم. او نمیداند که خویش را از بیگانه تشخیص بدهد، و همچنین نمیتواند عشق را از هوس تمیز دهد.
نقد جان ریزم به پای او ندانم چون کنم
غیر نقد جان به چیزی چون ندارم دسترس
هوش مصنوعی: جانم را به پای او میریزم، اما نمیدانم چگونه این کار را انجام دهم. زیرا چیزی غیر از جانم برای اهدا کردن ندارم و به چیز دیگری دسترسی ندارم.
روز و شب در کنج تنهائی در این فکرم که تو
با که باشی هم زبان یا با که باشی هم نفس
هوش مصنوعی: در طول روز و شب، در تنهاییام به این فکر میکنم که تو با چه کسی صحبت میکنی یا با چه کسی همنفس هستی.
داد و فریاد از تو دارم از که نالم ز آنکه هست
داد من از دادگر، فریادم از فریادرس
هوش مصنوعی: من از تو فریاد و ناله دارم؛ اما نمیدانم به که شکایت کنم. زیرا داد مرا کسی نمیزند که به او اعتماد کنم، و فریاد مرا نیز کسی پاسخ نمیدهد که به او تکیه کنم.
فارغم از خلق و، خلق آسوده اند از من رفیق
نه کسی کاری بمن دارد نه من کاری بکس
هوش مصنوعی: من از ارتباط با مردم بینیازم و آنها هم از من راحت هستند. نه کسی به من توجهی دارد و نه من به کسی اهمیت میدهم.