برگردان به زبان ساده
چگونه از سر کوی کسی بار سفر بندم
که آنجا دل گشاید یار چون من کاربر بندم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از جایی که محبوب من آنجا دلش را باز کرده، سفر کنم؟ مگر میشود با این حال که دلم به او وابسته است، دور شوم؟
نخواهم بشنود کس بوی آن گل چون کنم اما
بکوی او چو نتوانم ره باد سحر بندم
هوش مصنوعی: نمیخواهم هیچ کس بوی آن گل را بشنود، اما چگونه میتوانم به کوی او بروم، در حالی که نمیتوانم راه باد سحر را ببندم.
ندارم صبر تا آید جواب نامه ام آن به
که دل را نامه سان بر بال مرغ نامه بربندم
هوش مصنوعی: صبر و تحملم تمام شده و دیگر نمیتوانم منتظر پاسخ نامهام بمانم. بهتر است که دل را مثل نامهای به بال پرندهای ببندم و به سفر بفرستم.
ببندم چشم چون از روی خوب آن پسر ناصح
گرفتم دیده از دیدار خوبان دگر بندم
هوش مصنوعی: چشمم را میبندم چون از زیبایی آن پسر نصیحتگر، دیگر از دیدن زیباییهای دیگر خود را دور میکنم.
دم رفتن شد از بالین من یکدم مرو تا من
گشایم چشم بر روی تو از عالم نظر بندم
هوش مصنوعی: زمانی که من در حال رفتن هستم، از کنار من دور نشو. بگذار تا هنگامی که چشمانم را بر روی تو میگشایم، از همه چیز اطرافم جدا شوم.
نه در کف سیم و زر در دست دارم این نمی دانم
چگونه طرف از آن سیمینبر زرین کمر بندم
هوش مصنوعی: من نه ثروت و زر و سیم دارم و نه میدانم چگونه میتوانم با آن چیزی به دست آورم، اما با این حال در تلاش هستم که به شیوهای دیگر خودم را زینت کنم.
خوش آن ساعت که آید یار و من خیزم رفیق از جا
گشایم در به روی یار و بر اغیار بربندم
هوش مصنوعی: در آن لحظهای که محبوب میرسد، خوشحال میشوم و از جایم بلند میشوم. در را به روی او میگشایم و در برابر دیگران میبندم.