برگردان به زبان ساده
این همه الفت به غیر از من جدایی این همه
آشنایی این همه ناآشنایی این همه
هوش مصنوعی: این همه نزدیکی و دوستی که بین ما هست، در کنار این جداییها و ناشناسیها چه معنی دارد؟
تا کی از اهل وفا باشی جدا ای بیوفا؟
با وفاداران نشاید بیوفایی این همه
هوش مصنوعی: چقدر باید از کسانی که وفادارند دور بمانی ای بیوفا؟ سزاوار نیست که این همه بیوفایی را در کنار وفاداران انجام دهی.
از لبش دایم گدایی میکنم بوسی و نیست
غیر دشنامی نصیبم از گدایی این همه
هوش مصنوعی: از لب او همیشه درخواست بوسه دارم، اما جز دشنام چیزی نصیبم نمیشود، با این همه درخواست و گدایی که میکنم.
میبری از ناکس و کس دل به روی خوب و نیست
خوب جان من ز خوبان دلربایی این همه
هوش مصنوعی: تو از کسانی که ارزش خاصی ندارند دل میکنی و به زیبایی رو میآوری، اما جان من از زیباییها همراه با دلربایی چنین بسیار خسته است.
این قدر منما به خوبان رخ که پیش مردمان
خوش نباشد ای پریرو خودنمایی این همه
هوش مصنوعی: اینقدر به زیباییها نپرداز و خود را به نمایش نگذار که در نظر مردم، خوب و پسندیده نیای. ای زیبای لطیف، این همه خودنمایی نکن.
چشمهٔ نوش تو بیش از آب حیوان جانفزاست
کآب حیوان را نباشد جانفزایی این همه
هوش مصنوعی: چشمهٔ نوش تو از آب حیات هم بیشتر جانبخش است، زیرا آب حیات نمیتواند به اندازهٔ این چشمه زندگیبخش باشد.
بس نما لاف وفا پیش سگان او رفیق
کز وفاکیشان بود بد خودستایی این همه
هوش مصنوعی: زیاد از خودت تعریف نکن و ادعای وفاداری نداشته باش، چون دوستانت که وفادار هستند، وجودشان تو را شرمنده میکند.