برگردان به زبان ساده
غمش جا در دلم تنها ندارد
به یکدل نیست کان غم جا ندارد
هوش مصنوعی: غم او در دلم تنها نیست، زیرا دلهایی که با یکدیگر هماهنگ نیستند، مکان مناسبی برای غم و اندوه ندارند.
فغان کان شوخ بی پروا ز جوری
کشد وز کشتنم پروا ندارد
هوش مصنوعی: آه ای دل! آن دختر شوخ و بینگر که با بیرحمی به من آسیب میزند، به کشته شدن من اهمیتی نمیدهد و بیپروا از رفتارهایش ادامه میدهد.
ز افغانم خبر پنداریش نیست
ز آه من حذر گویا ندارد
هوش مصنوعی: من از فریاد و نالههایم خبر ندارم و انگار او از درد و رنج من بیخبر است.
گرفتم من ندارد فکر امروز
چرا اندیشه ی فردا ندارد
هوش مصنوعی: من امروز را در دست دارم اما فکر و اندیشهای برای فردا ندارم.
بسی دیوانه دارد آن پری لیک
چو من دیوانه ای رسوا ندارد
هوش مصنوعی: آن پری، دیوانههای زیادی دارد، اما مثل من، هیچ دیوانهای که رسوا باشد، ندارد.
به من آن بی وفا گوید که دارم
سر مهر و وفا، اما ندارد
هوش مصنوعی: آن معشوق بی وفا به من میگوید که من عشق و وفا دارم، در حالی که خودش هیچ وفایی ندارد.
رفیق از درد او می میرد اما
خبر دارد ز حالش یا ندارد
هوش مصنوعی: دوست به خاطر درد و رنج او به شدت ناراحت میشود، اما نمیداند که آیا از وضعیت او باخبر است یا نه.