برگردان به زبان ساده
باور کس نشود قصه ی بیماری دل
تا گرفتار نگردد به گرفتاری دل
هوش مصنوعی: هیچکس داستان دلباختگی را نمیفهمد تا زمانی که خود به چنین احساس و دردی دچار نشود.
یار بی رحم و به جان من ز گرفتاری دل
کیست یاران که در این حال کند یاری دل
هوش مصنوعی: دوست بیرحم است و نمیدانم در دل برای من چه کسی وجود دارد که در این شرایط بتواند به من کمک کند.
من و دل زار چنانیم که شب ها نکنند
مردم از زاری من خواب من از زاری دل
هوش مصنوعی: من و دلم در وضعیتی اسفناک هستیم که مردم در شبها از صدای زاری من خوابشان نمیبرد و خواب من هم از حال دل زارم پریشان است.
دل من روز نیاساید از این چشم پرآب
چشم من شب نکند خواب ز بیداری دل
هوش مصنوعی: دل من هر روز از اشکهای چشمانم آرام نمیگیرد و چشمانم شبها به خاطر بیداری دل، خواب نمیبینند.
دل گرانم ز غم دهر بیاور ساقی
قدحی چند می از بهر سبکباری دل
هوش مصنوعی: دل سنگین من به خاطر غمهای روزگار، ای ساقی، چند جام می بیاور تا بتوانم کمی سبکتر شوم و از این غمها رها گردم.
بسکه در زلف تو دلهای پریشان جمعست
شانه را راه در آن نیست ز بسیاری دل
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دلهای زیادی در زلفهای تو در هم آمیختهاند، شانه نمیتواند در آنجا راهی پیدا کند، چون تعداد دلها بسیار زیاد است.
چون نگه دارم از آن رشک پری دل که رفیق
پیش او حد بشر نیست نگهداری دل
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر زیبایی و جذابیت او، دلم را حفظ میکنم، میدانم که رفیق او، از حد و مرزهای انسانی فراتر است و نگه داشتن دل در برابر او کار آسانی نیست.