برگردان به زبان ساده
نمود چون مه نو رخ ز طرف بام افسوس
ندیدم آن مه بی مهر را تمام افسوس
هوش مصنوعی: نمودن ماه نو از سمت بام، نشان میدهد که هیچگاه نتوانستم آن ماه را که بدون مهر و محبت بود، بهطور کامل ببینم. افسوس!
گرفت جان پی جانان و من بدین حسرت
که بر کدام خورم حیف و بر کدام افسوس
هوش مصنوعی: عاشق شدهام و از این عشق به شدت ناراحتم، حسرت میخورم که به کدامین نازنین میتوانم نزدیک شوم و از سویی دیگر، افسوس میزنم که چرا نمیتوانم به او دسترسی پیدا کنم.
ندیده کام ز شیرین و جان شیرین داد
ز تلخکامی فرهاد تلخکام افسوس
هوش مصنوعی: فرهاد که همیشه با تلخی و دشواریها روبرو بوده، هرگز طعم شیرینی و شادی را تجربه نکرده و این موضوع برایش بسیار ناامیدکننده است.
دلم به خار و خس آشیانه خرم بود
نبود آگهیم از نشاط دام افسوس
هوش مصنوعی: دل من به زندگی ساده و بیآلایش رضایت داشت، اما از خوشیهای دنیا بیخبر بودم و افسوس میخورم که نتوانستم آنها را بشناسم.
حلال داشت به حرف رقیب خون مرا
از آن حلال ندانسته از حرام افسوس
هوش مصنوعی: رقیب به بهانهای خون من را حلال دانست، اما من نمیتوانم این اقدام را حلال بدانم و از این موضوع افسوس میخورم.
گذشت از برم امروز چون پس از عمری
ز بیم غیر نشد فرصت سلام افسوس
هوش مصنوعی: امروز از کنار من گذشت، مثل اینکه پس از سالها از ترس دیگری نتوانستم فرصت سلام کردن را پیدا کنم. چه افسوس!
به کار نظم همه عمر من گذشت رفیق
نیافت کار من از نظم، انتظام افسوس
هوش مصنوعی: تمام عمرم را صرف نظم و ترتیب بخشیدن کردهام، ولی افسوس که نتیجهای از این تلاشها نیافتم و کار من تنها در تنظیم کردن گذشته است.