برگردان به زبان ساده
ما را نه چشم یاری نه یار مهربان هم
او را نه این ترحم ما را نه این گمان هم
هوش مصنوعی: ما نه کسی داریم که به ما کمک کند و نه دوستی دلسوز. او نیز به ما نیازی ندارد و این تصور از نجات ما هم تنها یک خیال است.
بودم حریف خلوت عمری چه شد که اکنون
نه جا به صدر دارم نه ره بر آستان هم
هوش مصنوعی: مدتی در جمع دوستان و نزدیکان بودم و برای خودم جایگاهی داشتم، اما حالا به جایی رسیدهام که نه در صدر نشینان جا دارم و نه اجازه ورود به درگاه محبوبم.
دلدار بود بدخو شد چرخ هم جفاجو
کم بود خصمی او شد خصمم آسمان هم
هوش مصنوعی: محبوب من، که همیشه با من خوب بود، حالا به خاطر ناپایداری روزگار، تغییر کرده و به دشمنی تبدیل شده است. اما کمبود دشمنان من به این معنا نیست که آسمان و سرنوشت هم به من کمکی نمیکنند و خودشان به دشمنی با من پرداختهاند.
از پیر می برد دل حسن جوان، تو آنی
کز پیرو هم جوان دل بردی تو از بتان هم
هوش مصنوعی: دل جوان حسن از پیر میبرد، تو نیز با این که پیری را پشت سر گذاشتهای، دل را از جوانان و زیباییها میبری.
سرگشته ام به کویت کز رشک غیر آنجا
بودن نمی توان و رفتن نمی توان هم
هوش مصنوعی: من در کوی تو سرگردانم، چون به خاطر حسادت نمیتوانم به جای دیگری بروم و همچنین نمیتوانم از اینجا بروم.
عشق رفیق زین پس مشکل نهفته ماند
در شهر شد فسانه، در دهر داستان هم
هوش مصنوعی: عشق از این به بعد در میان مردم پنهان نخواهد ماند و در شهر به داستانی مشهور تبدیل خواهد شد.