برگردان به زبان ساده
به جانم از غم جانان چه سازم
به جانان چون کنم با جان چه سازم
هوش مصنوعی: از شدت غم و اندوهی که به خاطر محبوبم دارم، نمیدانم چه باید بکنم. با این همه احساساتی که به او دارم، نمیدانم با خودم چگونه رفتار کنم.
بجز جان تحفه ی جانان چه سازم
ندارم تحفه ای جز جان چه سازم
هوش مصنوعی: جز جان خودم که به محبوبم تقدیم کردهام، چه چیز دیگری دارم که به او هدیه بدهم؟ هیچ تحفهای جز جانم ندارم، پس چه کنم؟
نمی داند ز دشمن آن پسر دوست
نمی دانم به این نادان چه سازم
هوش مصنوعی: این پسر دشمن را نمیشناسد و نمیدانم با این فرد نادان چه باید بکنم.
دلت دیر آشناخو، بی سبب رنج
بسازم گر به این با آن چه سازم
هوش مصنوعی: دل تو دیر به آشنایی عادت میکند، چرا باید بدون دلیل خودم را به زحمت بیندازم؟ اگر بخواهم با دیگران همدلی کنم، چه فایدهای دارد؟
به امید دوا سازند با درد
ندارد درد من درمان چه سازم
هوش مصنوعی: امیدوارند با درد، دارو بسازند؛ اما درد من درمانی ندارد، چه کار میتوانم بکنم؟
رفیق از ناله گیرم لب ببندم
به این مژگان خون افشان چه سازم
هوش مصنوعی: دوست گرامی، از نالههای دل از تو میخواهم که سکوت کنی، اما با این چشمان گریانت چه باید کرد؟