برگردان به زبان ساده
نداده هیچ جایی شور عشقی هیچ کس یادم
اگر دشتست مجنونم اگر کوه است فرهادم
هوش مصنوعی: من هیچ جا هیچ شوری از عشق را تجربه نکردهام. اگر در دشت باشم، مجنونم و اگر در کوه باشم، فرهاد.
اگر چه رفتی و بردی قرار از جان ناشادم
به این شادم که نتوانی روی یک لحظه از یادم
هوش مصنوعی: هرچند که رفتی و آرامشم را از من گرفتی، با این حال خوشحالم که نمیتوانی یک لحظه هم مرا از یاد ببری.
ترا هر روز افزون می شود بیداد و من با خود
در این اندیشه ام کز لطف روزی می دهی دادم
هوش مصنوعی: تو هر روز بیشتر دچار بیعدالتی میشوی و من مدام در این فکر هستم که شاید روزی از روی لطف، حق من را به من برگردانی.
خرابم کرد چشمت از نگاهی چشم آن دارم
که از چشم عنایت بار دیگر سازد آبادم
هوش مصنوعی: چشمانت مرا خراب کردهاند و با یک نگاه به آنها نیاز دارم، چرا که امیدوارم دوباره عنایت و محبتت سبب آبادانی و سرسبزی من شود.
به گوشش کی رسد با این ضعیفی ناله ام یارب
بیفکن در دل او تا کند گوشی به فریادم
هوش مصنوعی: نالهام به گوش او نمیرسد، چون صدایم ضعیف است. ای خدا، این ناله را در دل او بیفکن تا به فریاد من گوش دهد.
ز سرو و گل چه حاصل سرو قد گلعذار من
که تا گرداند از گل، فارغ و از سرو آزادم
هوش مصنوعی: از درخت سرو و گل چه فایدهای میتوان برد، وقتی که قامت بلند و زیبای من مانند گل است و من از زهرهی گل و آزادی از درخت سرو برخوردارم؟
رفیق آن عندلیب ز آشیان دورم در این گلشن
که تا از بیضه بیرون آمدم در دام افتادم
هوش مصنوعی: رفیق عزیز، من از آشیان خود دور هستم. در این گلشن، وقتی که به دنیا آمدم، به دام افتادم.