برگردان به زبان ساده
دوستان را به خود از بهر تو دشمن کردم
کس به دشمن نکند آنچه به خود من کردم
هوش مصنوعی: من برای تو دوستانم را دشمن کردم و هیچکس مثل من با خودم چنین کاری نکرده است.
دامنم گشت ز خون مژه گلگون این بود
آن گل عیش که من بی تو به دامن کردم
هوش مصنوعی: دامنم از خون مژهام رنگین شد، این همان گل خوشی است که من بدون تو به دامن خود آوردم.
خرمن هستی خود سوختم از آه ببین
که چه با خویش من سوخته خرمن کردم
هوش مصنوعی: من با اندوه خود دارایی و هستیام را از بین بردم، حالا ببین که چگونه با درد درونم تمام وجودم را سوزاندهام.
کم دلت سوخت به حال دلم از آتش آه
از چه سوز دل خود پیش تو روشن کردم
هوش مصنوعی: دل تو به خاطر حال من کم سوخته است، در حالی که من از درد و اشک هایم آتش به دل خود زدهام و آن را برای تو روشن کردهام.
یادم از روی تو و کوی تو آمد هر گاه
بی تو سیر گل و نظاره ی گلشن کردم
هوش مصنوعی: هر بار که به سراغ گلها و زیباییهای باغ میروم، یاد تو و چهرهات در ذهنم زنده میشود.
کردم اندیشه ی فردوس برون از سر خویش
بر سر کوی تو آن روز که مسکن کردم
هوش مصنوعی: روزی که در کوی تو ساکن شدم، از سر خودم اندیشهی بهشت را دور کردم.
نشدم کامروا از حرم و دیر رفیق
به عبث پیروی شیخ و برهمن کردم
هوش مصنوعی: من نه از حرم و نه از دیر به خوشبختی نرسیدم، چرا که بیهوده از راهنماییهای شیخ و برهمن پیروی کردم.