برگردان به زبان ساده
جان و دلم راست صد رخنه هر سو
زان تیر مژگان زان تیغ ابرو
هوش مصنوعی: جان و دلم پر از زخم و آسیب شده است، چون تیرهای مژه و تیغهای ابروت، به هر سو نفوذ کردهاند.
برد از کفم دل طفلی چه سازم
من سست پنجه آن سخت بازو
هوش مصنوعی: دل یک کودک را از دستم گرفتند، حالا من چه کار کنم؟ من که دست و پنجهام سست است و نمیتوانم مقابله کنم با آنکه قدرتش بسیار بیشتر است.
چشم بد غیر یارب نبیند
آن عارض خوب آن روی نیکو
هوش مصنوعی: خدایا، کاش کسی چشم بد به آن چهره زیبا و روی خوش نبیند.
بردند از کف دین و دل من
آن چشم ترک و آن خال هندو
هوش مصنوعی: چشم جذاب و دلربای آن دختر ترک و خال زیبا و خاص آن دختر هندی، دین و دل من را از من گرفته است.
خونم چو ریزی در کوی خود ریز
کافتد سر من بر آن سر کو
هوش مصنوعی: اگر خونم در کوی خود بریزد، سرم بر آن سر کو میافتد.
یکدم نباشم یکدم نباشد
بی فکر او من در فکر من او
هوش مصنوعی: لحظهای نباشم و او هم نباشد، بدون اندیشهی او من در اندیشهی خود او هستم.
تا جان سپارد دل برندارد
یکدم رفیق از آن سر کو
هوش مصنوعی: دوست هیچگاه از آن طرف کوچه دل نمیکند و یک لحظه هم جانش را فدای او میکند.