برگردان به زبان ساده
کو عاشق آزاری چو او تا عاشق زارش کند
شاید که درد عاشقی با عاشقان یارش کند
هوش مصنوعی: در میان عاشقان، او کسی است که با عشق خود، زحماتی به دیگران میدهد و شاید بتواند درد عشق را با عشق ورزیدن به آنها کاهش دهد.
خواهم بتی چون یار من دل گیرد از دلدار من
تا آن چه او در کار من کرده است در کارش کند
هوش مصنوعی: میخواهم که محبوبم به خوبی دلی را به دست آورد که از عشق من به او شکل گرفته است، تا او نیز همانطور که من در عشقش تلاش کردهام، در کارهایش برای من اقدام کند.
غارت کند از یک نظر صبرش ز دل هوشش ز سر
سازد ز خویشش بی خبر از من خبردارش کند
هوش مصنوعی: با یک نگاه همه صبرش را از دل میرباید و هوشش را از سرش میگیرد؛ از خود بیخبر میشود و بدون آنکه من متوجه شوم، خبر دارم از حال او.
بیرون کند آن دلربا از خاطرش جور و جفا
آموزدش مهر و وفا عاشق نگه دارش کند
هوش مصنوعی: دلربا از یادش میبرد، در عوض به او یاد میدهد که با درد و سختی محبت و وفا را بیاموزد و عاشق را نگه دارد.
تا آن بت پیمان شکن قدری فزاید قدر من
یک چند پیش خویشتن بی قدر و مقدارش کند
هوش مصنوعی: وقتی آن معشوق خیانتکار قد و قدرش بیشتر شود، احساس میکنم که ارزش من کمتر میشود و در برابر خودم او را بیارزش و بیمقدار میسازم.
از چشم خواب آلود خویش از لعل می آلود خویش
خوابست بیدارش کند مست است هشیارش کند
هوش مصنوعی: چشمان خوابآلود و شرابیام او را در خواب نگه میدارند، اما اگر بیدار شود، از حالتی که دارد، به هوش میآید.
گردد رفیق ممتحن خوش نغمه چون مرغ چمن
گر آن بت غنچه دهن گوشی به گفتارش کند
هوش مصنوعی: دوست آزمونگیر مانند پرندهای زیبا و خوشصدا خواهد شد، اگر آن معشوقی که لبهایش مانند غنچه هستند، به صحبتهای او گوش فرا دهد.