برگردان به زبان ساده
ز خوناب دل و از دیده خونابه بار من
کنار من پر از خون شد چو رفتی از کنار من
هوش مصنوعی: از درد دل و از اشک چشمانم، بارم سنگین شده و کنار من همه چیز از خون پر شده است، زیرا وقتی تو از کنارم رفتی، دنیا بر من تیره و تار شد.
ندارد جز بر وصل و نیارد جز بر حرمان
نهال آرزوی غیر و نخل انتظار من
هوش مصنوعی: تنها خواسته من وصال و رسیدن به آرزوهایم است و برایم هیچ چیز جز این مفهوم ندارد؛ نهال آرزوهایم به غیر از این نمیوهای میدهد و نخل انتظاراتم نیز تنها به حسرت میماند.
قد سرو و عذار گل چه خوش بودی اگر بودی
چو قد سرو قد من چو روی گلعذار من
هوش مصنوعی: چقدر زیبا میشد اگر تو به قد سرو و با چهرهای همانند گل بودی، در حالی که من نیز درعین حال قد بلندی داشتم و ظاهری گلگون.
سگ او تا شدم تا از سگان کوی او گشتم
فزون گردید قدر من شد افزون اعتبار من
هوش مصنوعی: وقتی من همدلی و همراهی با او را برگزیدم و خود را در جمع سگان او قرار دادم، مقام و ارزش من نیز بالا رفت و اعتبارم بیشتر شد.
شدم مستغنی از باغ و بهار و سرو و گل تا شد
سر کوی تو باغ من گل رویت بهار من
هوش مصنوعی: از باغ و بهار و درختان سرو و گل بینیاز شدم، زیرا با ورود به کوی تو، چهرهات برای من همچون بهاری است که باغم را پر از زیبایی کرده است.
نه تار و تیره از خال و خط دیگر بتان ای بت
بود این روزهای تیره این شبهای تار من
هوش مصنوعی: در این روزهای تاریک و شبهای سنگین، زیبایی و جذابیت تو بیشتر از دیگران به چشم میآید و همچنان که در آن زمانها، هیچ چیز نمیتواند از نور و درخشش تو بکاهد.
که از زلف پریشان تو و خط سیاه تو
پریشان گشت روز من سیه شد روزگار من
هوش مصنوعی: به خاطر زلفهای نامنظم و خط سیاه چهرهات، روز من به هم ریخت و زندگیام تیره و تار شد.
بود شغلی و کاری هر کسی را و رفیق اما
ثنای تست شغل من دعای تست کار من
هوش مصنوعی: هر کسی شغل و کار مخصوص به خود را دارد و دوستانی نیز برای خود دارد، اما برای من ثنای تو شغل من و دعا کردن برای تو، کار من است.