برگردان به زبان ساده
آن می که هست آّب خضر شرمسار از آن
ساقی بیا و یک دوسه ساغر بیار از آن
هوش مصنوعی: آن نوشیدنی که آبی همچون آب حیات دارد، حتی آب خضر نیز از آن شرمنده است، پس بیا و دو سه جام از آن بیاور تا بنوشیم.
این نیم جان که هست مرا سود با منست
گیری بهای نیم نگه گر هزار از آن
هوش مصنوعی: این نیمجان که در اختیار من است، ارزش زیادی دارد. اگر بخواهم برای هر نگاهی که به من میکنی، هزینهاش را بپردازم، باید هزاران برابر از آن بپردازم.
گفتی کنم بزخم دگر کار تو تمام
زحمت مکش دگر که گذشته است کار از آن
هوش مصنوعی: گفتی که با زخم دیگری همه چیزت را تمام کنم. دیگر خودت را اذیت نکن، زیرا کارها از آن گذشته و تمام شده است.
بر مهر و ماه گر گذری با چنین جمال
گیری شکیب ازین و ربایی قرار از آن
هوش مصنوعی: اگر به زیباییهای ماه و خورشید نزدیك شوی، با این همه زیبایی که داری باید صبر و شکیبایی را از آنها بیاموزی و آرامش را از آنجا بگیری.
سوی نگارخانه ی چین رو که بسترند
تمثالهای مانی صورت نگار از آن
هوش مصنوعی: به سمت نگارخانهای در چین برو، جایی که تصاویری از مانی و چهرههای زیبا وجود دارد.
آنی که حال صد چو منی گر دهی بباد
بر دامن دلت ننشیند غبار از آن
هوش مصنوعی: اگر حالتی شبیه به من بر تو بگذرد، حتی اگر آن را به باد بسپاری، غبار محنت و اندوه بر دلت نمینشیند.
جنس گرانبهاست محبت ولی رفیق
از ما نمی خرند به مفت این دیار از آن
هوش مصنوعی: محبت و دوستی خیلی ارزشمند است، اما در این دنیا کسانی هستند که هنوز هم از ما این محبت را نمیپذیرند، حتی رایگان.