برگردان به زبان ساده
آنچنان از تب عشق تو تنم میسوزد
که ز تاب تب تن پیرهنم میسوزد
هوش مصنوعی: تن من به خاطر اشتیاق و عشق به تو آنقدر میسوزد که حتی لباسهایم نیز از این حرارت در حال سوختن هستند.
شعلهخویی زده در جان من آتش که اگر
برمش نام، زبان در دهنم میسوزد
هوش مصنوعی: شعلهای از عشق در وجود من شعلهور شده است که اگر بخواهم دربارهاش صحبت کنم، زبانم به شدت میسوزد.
تا مرا ز آتش غیرت بگدازد با غیر
میکند گرمی و در انجمنم میسوزد
هوش مصنوعی: من در آتش غیرت میسوزم و در عین حال دیگران را میبینم که در جمعی که هستم، با حرارت و محبت رفتار میکنند.
قصهٔ لیلی و شیرین شنوم چون جایی
درد مجنون و غم کوهکنم میسوزد
هوش مصنوعی: وقتی داستان لیلی و شیرین را میشنوم، دلم برای مجنون میسوزد و غم او را حس میکنم.
در هوای گل رویش چو به گلگشت چمن
میروم نالهٔ مرغ چمنم میسوزد
هوش مصنوعی: در هوای زیبایی چهرهاش، هنگامی که به دمنوش چمن میروم، صدای نالهٔ پرندهای که در چمن زندگی میکند، دل مرا میسوزاند.
میشود شمع سراپردهٔ اغیار ز رشک
همچو پروانه به هر انجمنم میسوزد
هوش مصنوعی: من به خاطر حسودیم مانند پروانهای در هر جمعی میسوزم و شمع وجود دیگران را روشن میکنم.
طُرفه حالیست رفیق این که چو پروانه و شمع
یار با خویش به یک پیرهنم میسوزد
هوش مصنوعی: دوستی عجیبی است که مانند پروانهای به دور شمع میچرخد و با یارش در یک حال و هوا میسوزد.