برگردان به زبان ساده
هر جا به خاک پا نهم از گریه تر کنم
زان چشم تر چه خاک ندانم به سر کنم
هوش مصنوعی: هر جا که قدم بر روی زمین بگذارم، از شدت گریه آنجا را خیس میکنم. نمیدانم این خاک را بر سر کنم یا نه، چون چشمانم آنقدر پر از اشک است.
جان خواستی ز من اگرت دل به این خوشست
سهل است گر تو سود کنی من ضرر کنم
هوش مصنوعی: اگر جان من را میخواهی و دلت به این خوش است، هیچ اشکالی ندارد. اگر تو بهرهای ببری، حتی اگر من متضرر شوم، برای من مهم نیست.
گیرم ترا به ناله گرفتم [به؟] سوی خویش
کی می گذارد اشک که رویت نظر کنم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر اشک و نالههایت تو را به سمت خودم بکشم، آیا اشکها به من اجازه میدهند تا به چهرهات نگاه کنم؟
روز وصال کوته و شرح فراق را
روز جزا کمست اگر مختصر کنم
هوش مصنوعی: روز وصال (دیدار) کوتاه است و اگر بخواهم درباره حسرت و جدایی صحبت کنم، روز قیامت هم در مقایسه با آن بسیار کم است.
از بس فغان و ناله کشم شب، ز خانه روز
از شرم خلق سر نتوانم بدر کنم
هوش مصنوعی: به خاطر نالهها و فریادهایی که شبها سر میزنم، در طول روز از خجالت مردم نمیتوانم از خانه بیرون بیایم.
شیرین کنم زشهد سخن کام روزگار
روزی اگر دهان ز لبت پرشکر کنم
هوش مصنوعی: اگر روزی فرصتی فراهم شود، میخواهم با کلمات شیرین و خوشبو، لحظات عمرم را دلپذیر کنم و همچنین از زیباییهای تو بگویم که همچون شکر بر زبان مینشیند.
گشت از وفا به رهگذر او رفیق خاک
وان بی وفا نگفت به خاکش گذر کنم
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداری او، رفیق در مسیر او به خاک افتاده است و از آن بیوفا میخواهد که به او اهمیتی ندهد و به خاکش سفر نکند.