برگردان به زبان ساده
چکنم که باز آمد شب و یار من نیامد
بگذشت روز و شمع شب تار من نیامد
هوش مصنوعی: شبی دیگر فرارسید و محبوب من نیامد، روز گذشت و شعلهی شمع در شب تار هم به انتظار او شعلهور نماند.
مه من که بود شمع شب تار من ندانم
که پس ار وفات من چون به مزار من نیامد
هوش مصنوعی: ماه من، که مانند شمعی در شب تاریک زندگیام بود، نمیدانم پس از مرگ من چه بر سر مزارم خواهد آمد، زیرا او هیچگاه به سراغ قبر من نخواهد آمد.
ز کنار غیر گفتم به کنارم آید اما
ز کنار او نرفت و به کنار من نیامد
هوش مصنوعی: گفتم که او از کنار دیگران به سوی من خواهد آمد، اما او همچنان کناری از دیگران را رها نکرد و به من نزدیکی نکرد.
به رهت ز بیقراران بسی آمدند اما
به ره تو بیقراری به قرار من نیامد
هوش مصنوعی: بسیاری از بیقراران برای رسیدن به تو آمدهاند، اما این بیقراری من هرگز به آرامش نرسید.
نه همین نیامدم من ز پیت که از ضعیفی
ز پی تو آمدن هم ز غبار من نیامد
هوش مصنوعی: من به خاطر تو نیامدم که در پی ضعف و ناتوانیام باشم، بلکه برای اینکه به خودم بپردازم و از غبار ناامیدی خود فاصله بگیرم.
منم آن ضعیف صیدی که ز ننگ لاغریها
ز شکار افکنان کس به شکار من نیامد
هوش مصنوعی: من همان عکسی هستم که به خاطر لاغریم، هیچکس جرات نکرده به دنبالم بیفتد.
ز وفا رفیق گفتم که به کارم آید اما
که گذشت کارم از کار و به کار من نیامد
هوش مصنوعی: به دوستی گفتم که وفادار است و میتواند به من کمک کند، اما زمان گذشت و کمکی از او نرسید و شرایط من تغییر کرد.