برگردان به زبان ساده
شکر کز انجام خوب و خوبتر ز آغاز خویش
سازگاری یافتم از طالع ناساز خویش
هوش مصنوعی: به خاطر کارهای خوبم و بهترینی که انجام دادم، از آنچه که در ابتدای کارم بود راضی هستم، با وجود اینکه سرنوشتم چندان مناسب نبود.
ذره بودم آفتابم همنشین خویش کرد
صعوه بودم شاهبازم کرد هم پرواز خویش
هوش مصنوعی: من زمانی همچون ذرهای کوچک بودم، اما خورشید مرا با خود همنشین کرد. من پرندهای ساده بودم، اما او مرا به مقام یک شاهین رساند و همپرواز خود کرد.
بی زبانی را زبان دانی نمود از روی لطف
همزبان و همنشین و همدم و همراز خویش
هوش مصنوعی: کسی که قادر به صحبت نیست، به لطف همزبان و دوستانش یاد میگیرد که چگونه حرف بزند.
جان بتن افسرده و دل مرده بود آورد باز
هم بحال خوبشان عیسی دمی ز اعجاز خویش
هوش مصنوعی: جان و دل این انسانها در حالت افسردگی و ناامیدی بودند، اما عیسی (علیهالسلام) با اعجاز خود توانست آنها را به حال خوش و سرزندگی بازگرداند.
ناتوان صیدی که صیادان فکندندش ز چشم
شد قبول خاطر صیاد صید انداز خویش
هوش مصنوعی: یک شکارچی به دلیل ناتوانی و بیقدرتی خود، شکارش را از دست داده و در نظر شکارچیان دیگر محرز و مورد توجه قرار گرفته است. این شکار، اکنون به گونهای شده که در ذهن شکارچی تأثیر گذاشته و او را به سوی خود جذب میکند.
مدتی بودم بجرگ بلبلان این چمن
نا خوش آوازی خجل از خویش و از آواز خویش
هوش مصنوعی: مدتی در میان بلبلان این باغ بودم، اما صدای ناهنجارم باعث شرمساری من شد. به خاطر صدای خودم و نحوه آواز خواندنم از خودم خجالت زده بودم.
شد همائی سایه افکن وز هماوازان خود
کرد ممتازم ز فر سایه ی ممتاز خویش
هوش مصنوعی: پرندهای با بالهای گسترده و سایهای بزرگ بر من سایه افکنده است و از دیگر پرندگان همنوع خود متمایز شدهام به خاطر سایهی ویژه آن پرنده.
آنکه در راه وفا و در طریق مردمی
نه شریک خویش را کس دید و نه انباز خویش
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر وفاداری و انسانیت قدم میزند، نه کسی را به عنوان همدل و همراه خود میبیند و نه یاری برای همراهی در این راه.
کن نثار خاک پای او رفیق، آری برون
هر گهر کز لجهٔ طبع گهرپرداز خویش
هوش مصنوعی: به پای او که از عشق و کمال سرشار است، نثار کن، زیرا از داشتن هر گوهر و ارزش که در دل داری، باید دست بکشی.