برگردان به زبان ساده
چنان ز عشق تو بدنام خلق ایامم
که کس ز ننگ بر کس نمی برد نامم
هوش مصنوعی: عشق تو چنان سبب رسوایی و بدنامی من شده که هیچکس به خاطر ننگ من، نامی از من نمیبرد.
عجب ز شربت وصل تو گر شود شیرین
ز زهر هجر تو این سان که تلخ شد کامم
هوش مصنوعی: عجب است که نوشیدن محبت تو چطور میتواند شیرین باشد، در حالی که دوری از تو آنقدر تلخ کرده است که کامم را تلخ میکند.
مجوی از دلم آرام دیگر ای همدم
که برده مهر دلارام از دل آرامم
هوش مصنوعی: ای همدم، از دلم آرامش را جستجو نکن، چون کسی که عاشق شده، محبت معشوق را از دل آرامم گرفته است.
زند به روز و شبم طعن تیرگی بی تو
کنی طلوع چو مه یک شب از لب بامم؟
هوش مصنوعی: زندگیام با تیرگی بیتو پر شده است. آیا میتوانی همانند ماهی که از لب بام یک شب طلوع میکند، به زندگیام روشنی ببخشی؟
ز یمن عشق شب و روز سرخوشم که پر است
ز خون دل قدحم و ز شراب غم جامم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، شب و روز در خوشی به سر میبرم، اما قلبم پر از درد و زخمهای عاطفی است، و در کنار این دردها، جامم پر از غم و اندوه است.
ز رنج و غم دمی آسوده نیستم چو رفیق
به عشق این بود آغاز چیست انجامم
هوش مصنوعی: من هیچگاه از رنج و غم راحت نیستم. مانند دوستی که به عشق مشغول است، نمیدانم این وضعیت من به کجا ختم میشود.