برگردان به زبان ساده
خواهم شکست زاهد چون در بهار دیگر
انگار توبه کردم از باده بار دیگر
هوش مصنوعی: میخواهم زاهد را باطل کنم، زیرا در بهار جدید، گویا دوباره تصمیم به نوشیدن دارم.
کُشتی ز انتظارم ، بر خاکِ من گذر کن،
مگذار تا به حشرم در انتظار دیگر
هوش مصنوعی: از انتظار من خسته شدهام، بر روی زمین من عبور کن و نگذار که در روز رستاخیز، باز هم در انتظار کسی دیگر بمانم.
بر ساده لوحی خود خندم چو بینم از تو
گرید به ناامیدی امیدوار دیگر
هوش مصنوعی: وقتی میبینم که تو با ناامیدی اشک میریزی، به سادگی خود میخندم، زیرا هنوز به امیدی دیگر ایمان داری.
از حرف سخت ناصح خارم به دل شکستی
بیرون میار آن را باری به خار دیگر
هوش مصنوعی: از سخنهای تلخ و نصیحتهای سخت، دلم آزرده و دچار زخم شده است. حالا آن درد را بیرون بیاور و بگذار که به زخم دیگری تبدیل شود.
بودش غباری از من بر من فشاند دامن
بر باد رفت خاکم آن هم غبار دیگر
هوش مصنوعی: او غباری از من بر روی خود ریخت، حالا دامنش به باد رفته و خاک من نیز به غبار دیگری تبدیل شده است.
گفتی که الفت او با غیر کی سر آید
گر صبر داری ای دل روزی سه چار دیگر
هوش مصنوعی: گفتی که پیوند او با دیگران چه زمانی قطع میشود. اگر صبر کنی، ای دل، چند روز دیگر را تحمل کن.
کار دگر نداری جز جور با من آری
دانسته ای ندارم من جز تو یار دیگر
هوش مصنوعی: تو هیچ کار دیگری جز آنکه با من بد برخورد کنی نداری، چرا که خوب میدانی که من هیچ دوست دیگری جز تو ندارم.
زیبد اگر نثارت جانهای خسته جانان
جان منت فدا و چون من هزار دیگر
هوش مصنوعی: اگر جانهای خسته و دردمند تو را نثار کنم، این کار شایستهای است و به خاطر تو جانم را فدای عشق و محبت میکنم، و مانند من هزاران دیگر نیز به همین خاطر آمادهاند.
منع رفیق تا کی زاهد بگو چه سازد
بیچاره چون ندارد جز عشق کار دیگر
هوش مصنوعی: شما تا کی میخواهید دوستتان را منع کنید؟ زاهد، بگو بیچاره چه کند وقتی جز عشق هیچ کار دیگری ندارد.