برگردان به زبان ساده
به سینه خون شد و دلدار غافلست هنوز
به این گمان که دل من مگر دلست هنوز
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و غم شده و اما محبوب من هنوز بیخبر از این احساسات است و فکر میکند که دل من هنوز مانند گذشته است.
گذشت بر من و تا باز بگذرد عمریست
کز آب دیده ی من خاک ره گلست هنوز
هوش مصنوعی: زمان زیادی از عمر من گذشته و هنوز هم اشکهای من به خاکی که بر سر راه است، گل تبدیل نشده است.
به دور جادویی چشم او عجب دارم
که در میان سخن سحر بابلست هنوز
هوش مصنوعی: من به زیبایی خاص چشم او شگفتزدهام، چون در کلام او هنوز اثری از جادو و سحر بابل وجود دارد.
به لب ز جور و جفای تو جان و حیرانم
به کار دل که به سوی تو مایلست هنوز
هوش مصنوعی: من به خاطر بیوفایی و ظلم تو دلم پر از درد و سردرگمی است، اما با این حال همچنان به تو تمایل دارم و دلم برای تو تنگ است.
که گفت مشکل عشق از سفر شود آسان
غریب مردم و ترک تو مشکلست هنوز
هوش مصنوعی: کسی گفته بود که مشکلات عشق با دوری و سفر حل میشود، اما هنوز برای من که دور از توام، این مشکلات برطرف نشده است.
سزد که طعنه دیوانگی زند بر من
کسی که روی تو دیده است و عاقلست هنوز
هوش مصنوعی: شایسته است که کسی که چهره تو را دیده و هنوز هم عقلش را از دست نداده، به من که مجنون عشق توام طعنه بزند.
رفیق مهر تو با مهر کس بدل نکند
دودل مباش که او با تو یکدلست هنوز
هوش مصنوعی: دوست تو عشق و محبتت را با عشق و محبت کسی دیگری عوض نمیکند. شک و تردید نکن که او هنوز هم با تو یکدل و همدل است.