برگردان به زبان ساده
شد جان پاکان در رهت از بسکه خاک ای نازنین
خاک ره تو سر به سر شد جان پاک ای نازنین
هوش مصنوعی: عزیزم، جانهای پاک در راه تو به خاک افتادند و به خاطر عشق و ارادت به تو، تمام وجود خود را فدای تو کردند.
از کین کنی گر هر زمان قصد دل و آهنگ جان
قلبی لدیک ای دلستان روحی فداک ای نازنین
هوش مصنوعی: اگر به خاطر کینهای که در دلت داری، هر بار خواستهای برای دل و جانم داشته باشی، ای محبوب دل، جانم فدای تو، ای نازنین.
نگذاشت چرخ فتنه جو مالم بخاک پات رو
تا مردم و این آرزو بردم به خاک ای نازنین
هوش مصنوعی: چرخ زمان و حوادث به من اجازه نداد که به آرزوهایم برسم و آن را به پاهایت تقدیم کنم. ای عزیز، این حسرت و آرزو همیشه با من خواهد بود.
ز اندوه درد خویشتن با تو نمی گویم سخن
ترسم شوی ز اندوه من اندوهناک ای نازنین
هوش مصنوعی: از غم و درد خودم با تو حرف نمیزنم، میترسم که شنیدن این غمها تو را هم اندوهگین کند، ای عزیز.
آمد ز هر چاکش درون مهری ز عشقت شد فزون
گردیده از تیغ تو چون دل چاک چاک ای نازنین
هوش مصنوعی: از هر درز و شکاف، محبت و عشقت به درونم سرازیر شده است. قلبم مانند دلِ چاکچاک شدهای از تیغ تو، پر از درد و عشق گشته است، ای عزیزم.
خواهم همان بار دگر ساز هلاکم زودتر
هر لحظه صد بارم اگر سازی هلاک ای نازنین
هوش مصنوعی: من هر لحظه دلم میخواهد که هلاک شوم و این حس را سریعتر از قبل تجربه کنم، حتی اگر صد بار هم این حالت را به وجود بیاوری، ای عزیز.
از دست او جور و ستم آن لطف باشد این کرم
دارد رفیق از آن چه غم وز این چه باک ای نازنین
هوش مصنوعی: رنج و آزار او برای من همانند لطف است؛ چون دوستی او خود لطف و کرم بزرگی به حساب میآید. از غمها و مشکلاتی که دارم نگران نیستم، ای عزیز.