برگردان به زبان ساده
دایم به تو این گرمی بازار نماند
این گرمی بازار تو بسیار نماند
هوش مصنوعی: این وضعیت پرجنب و جوش و نشاطی که اکنون داری، دائمی نیست و نمیتواند برای همیشه ادامه یابد.
از گرمی بازار مشو غره بیندیش
زان دم که خریدار به بازار نماند
هوش مصنوعی: به بازار شلوغ و پرطرفدار نگاه نکن، زیرا این وضع دائمی نیست و ممکن است هر لحظه تغییر کند.
بر باد دهد صرصر خط خرمن حسنت
در گلشن رخسار تو جز خار نماند
هوش مصنوعی: باد سرد و تند، زیباییهای تو را به باد میدهد و در باغ چهرهات جز خار و زخم چیزی باقی نمیگذارد.
بیداد تو گر باشد از اینگونه به یاران
در کوی تو یک یار وفادار نماند
هوش مصنوعی: اگر ظلم و ستم تو ادامه داشته باشد، دیگر در نزد یاران و دوستانت هیچ کس با وفا و صمیمی نخواهد ماند.
زین گونه ز من دار جفا گر باسیران
در دام تو یک مرغ گرفتار نماند (؟ )
هوش مصنوعی: اگر تو اینچنین با من بدرفتاری کنی، دیگر هیچ پرندهای در دام تو نخواهد ماند.
گر نرگس مست و لب میگون تو بیند
در مدرسه و صومعه هشیار نماند
هوش مصنوعی: اگر نرگس خوابآلود و لبهای میگون تو را در مدرسه و صومعه ببیند، کسی نمیتواند هشیار بماند.
هر جا گذری غمزه زنان مست کس آنجا
بی سینه ی ریش و دل افگار نماند
هوش مصنوعی: هر جا که تو با ناز و افسون قدم بگذاری، هیچکس با دل شکسته و غمزده نخواهد ماند.
دارم به تو صد حرف و لیکن به زبانم
بینم چو ترا، قوت گفتار نماند
هوش مصنوعی: من حرفهای زیادی دارم که بخواهم به تو بزنم، اما وقتی به تو نگاه میکنم، قدرت صحبت کردن از من میگیرد.
بگذار که بینم رخ تو سیر و بمیرم
تا در دل من حسرت دیدار نماند
هوش مصنوعی: بگذار که چهرهات را ببینم و در همین حال بمیرم، تا دیگر در دلم حسرت دیدارت باقی نماند.
شاه است رفیق او تو گدایی عجبی نیست
در کلبهٔ تو یار گر از عار نماند
هوش مصنوعی: دوستش شاهی است، و تو در جایگاه یک گدا، تعجبی ندارد که اگر در کلبهات یاری نباشد، دیگر از ننگ و عیب هم خبری نماند.