برگردان به زبان ساده
خوش آنکه کشی باده و از خانه برآیی
مستان و غزلخوان به سر رهگذر آیی
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در حال نوشیدن شراب است و از خانه بیرون میآید، در حالی که مردان سرمست و شعرخوان به سوی او میآیند.
من کز خبر آمدنت حال ندارم
حالم چه بود گر به سر و بیخبر آیی؟
هوش مصنوعی: من در حالتی نیستم که بتوانم به خبر آمدنت فکر کنم، حالا چه حالی داشتم اگر بیخبر و ناگهانی به سراغم بیایی؟
بهر نگهی چند شب و روز نشینم
بر هر سر راهی تو ز راه دگر آیی
هوش مصنوعی: میخواهم مدتی طولانی را به انتظار تو بگذرانم، هر روز و شب در هر جایی که ممکن است بایستم، اما تو از راهی دیگر میآیی که من نمیتوانم تو را ببینم.
یک امشبم از عمر بود باقی و خواهم
گر شام نیایی به سر من سحر آیی
هوش مصنوعی: امشب تنها یک شب از عمرم باقی مانده و اگر شب نيايی، امیدوارم صبح زود بیایی.
نورسته نهال تو و از دیده رفیقت
امروز دهد آب که روزی به بر آیی
هوش مصنوعی: درخت جوان تو امروز از چشمان دوستت آب میگیرد تا روزی به ثمر بنشیند و شکوفا شود.