برگردان به زبان ساده
شنیدمت که به حسنی فزون ز ماه چو دیدم
بسی فزونتری ای ماهرخ از آنچه شنیدم
هوش مصنوعی: شنیدم که تو از ماه زیباتر هستی، اما وقتی تو را دیدم، متوجه شدم که زیباییات از آنچه شنیده بودم خیلی بیشتر است، ای ماهرخ.
ز دیده تا نرود نقش عارض تو چو رفتی
خیال روی تو در کارگاه دیده کشیدم
هوش مصنوعی: وقتی که تو رفتی، تصویر صورت زیبای تو از برابر چشمانم نرفت. به همین خاطر، در دلم خیال تو را همچنان میکشم و در ذهنم میپرورانم.
بسی شنیدم و دیدم نگار خوب و لیکن
به خوبی تو نگاری ندیدم و نشنیدم
هوش مصنوعی: من به دفعات زیادی محبوبان زیبا را دیدهام و دربارهشان شنیدهام، اما هیچکس به اندازه تو زیبا نیست و هیچ زیبایی را مانند تو ندیدهام و نشنیدهام.
به باغبانی نخل قد تو عمر عزیزم
گذشت [و] هرگز از آن میوه ی مراد نچیدم
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای من مانند باغبانی بوده که تنها مشغول پرورش نخل قد تو شده است، اما به هیچیک از آرزوهای خود نرسیدهام و نتوانستهام میوهای از آن برداشت کنم.
به دام عشق تو آن طایرم فتاده که هرگز
به باغ وصل تو گامی به کام دل نپریدم
هوش مصنوعی: پرندهای که در دام عشق تو گرفتار شده است، هرگز نتوانسته به باغ وصال تو قدمی با دل خوش بردارد.
به جیب جان نبود دسترس مرا ز فراقت
چه سود از اینکه زدم جیب چاک و جامه دریدم
هوش مصنوعی: من به جیب جانم دسترسی ندارم، پس از دوریت چه فایده دارد که لباس خود را پاره کنم و گریه کنم؟