غزلیات
نشاط اصفهانی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ : صبح شد برخیز و برزن دامن خرگاه را
شمارهٔ ۲ : بر سر کوی خرابات مقامیست مرا
شمارهٔ ۳ : صبح است و گشادند در دیر مغان را
شمارهٔ ۴ : هر بلایی کزو رسید مرا
شمارهٔ ۵ : ای فروغ ماه از شمع شبستان شما
شمارهٔ ۶ : تهی کردیم از نامحرمان هم دیده و دل را
شمارهٔ ۷ : نشناخت دل از زلف تو ویرانهٔ خود را
شمارهٔ ۸ : دادم بغمت شادی این هر دو جهان را
شمارهٔ ۹ : بگذر ای ناصح فرزانه ز افسانهٔ ما
شمارهٔ ۱۰ : نام تو کلید بستگیها
شمارهٔ ۱۱ : درد چون نیست چه تأثیر بود درمان را
شمارهٔ ۱۲ : جز بجان کس نشناسد صفت جانان را
شمارهٔ ۱۳ : منع نظاره روا نیست تماشایی را
شمارهٔ ۱۴ : آب گو بگذر ز سر این خانه را
شمارهٔ ۱۵ : یا رب که چشم بد نرسد آن نگاه را
شمارهٔ ۱۶ : به یاد آرید یاران مردن حسرتنصیبی را
شمارهٔ ۱۷ : پیداست سر وحدت از اعیان اماتری
شمارهٔ ۱۸ : شمیم باد بهاری ببین و فیض سحاب
شمارهٔ ۱۹ : حل العزام خلو اذا مهجة کئیب
شمارهٔ ۲۰ : از عاشقان چه خوشتر رسوایی و ملامت
شمارهٔ ۲۱ : گاه کاخ است نه وقت چمن است
شمارهٔ ۲۲ : حلقهای خواهم به گوش ای عشق از زنجیر دوست
شمارهٔ ۲۳ : رخی بغیر رخ دوست در مقابل نیست
شمارهٔ ۲۴ : خار از آن باغ بپای دل ماست
شمارهٔ ۲۵ : بر آستان بنشین گر بخانه راهی نیست
شمارهٔ ۲۶ : در دلم جلوه نما یا شمری فرسنگ است
شمارهٔ ۲۷ : فرخنده پیکریست که سر در هوای تست
شمارهٔ ۲۸ : تنها نه من که چشم جهانی به روی تست
شمارهٔ ۲۹ : صبح است و بهار است و گل و نقل و نبید است
شمارهٔ ۳۰ : دلگشا بی یار زندان بلاست
شمارهٔ ۳۱ : کشور دل از جهانی دیگر است
شمارهٔ ۳۲ : بیا که نوبت مستی عشق و شرب مدام است
شمارهٔ ۳۳ : سرتاسر عالم به تن امروز سری نیست
شمارهٔ ۳۴ : هر کرا دل، دلبری را منزل است
شمارهٔ ۳۵ : در عشق هیچ مرحله جای درنگ نیست
شمارهٔ ۳۶ : قرارگاه جهان بر مدار تقدیر است
شمارهٔ ۳۷ : بهر جا بنگرم بالا و گرپست
شمارهٔ ۳۸ : زنده بی عشق کسی در همه ی عالم نیست
شمارهٔ ۳۹ : گرچه ما را پای تا سرجرم و سر تا پا خطاست
شمارهٔ ۴۰ : حاصل هر دو جهان خوشه ای از خرمن ماست
شمارهٔ ۴۱ : روز طرب و خرمی دولت و دین است
شمارهٔ ۴۲ : این سرما و آن خم زنجیر اوست
شمارهٔ ۴۳ : غم به جایی فکند رخت که غمخواری هست
شمارهٔ ۴۴ : شمشیر بدست آمد سر مست زجام است
شمارهٔ ۴۵ : از خواجگان کرامت و از بندگان خطاست
شمارهٔ ۴۶ : فصل گل است و موسم دیوان و گاه نیست
شمارهٔ ۴۷ : مهی امشب مگر در خانهٔ ماست
شمارهٔ ۴۸ : راه بیرون شدن از هر دو جهانم هوس است
شمارهٔ ۴۹ : سرم خوش است و دو عالم به مدعای من است
شمارهٔ ۵۰ : جانم بلب و جام لبالب ز شراب است
شمارهٔ ۵۱ : خاک بادا بسری کش اثر از سنگی نیست
شمارهٔ ۵۲ : بستم ز دعا لب که دعا بی هوسی نیست
شمارهٔ ۵۳ : زاهد ار ره ندهد خانه ی خماری هست
شمارهٔ ۵۴ : جان و جانان، دل و دلبر به هم است
شمارهٔ ۵۵ : آگاه کسی ز کار ما نیست
شمارهٔ ۵۶ : شاهد ما چه غم ار پرده دروقلاش است
شمارهٔ ۵۷ : فرخنده طایری که گرفتار دام تست
شمارهٔ ۵۸ : گر بسوزیم بآتش همه گویند سزاست
شمارهٔ ۵۹ : وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست
شمارهٔ ۶۰ : گر شهر حرام است و گرماه صیام است
شمارهٔ ۶۱ : مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
شمارهٔ ۶۲ : عشق آفت و حسن دلفریب است
شمارهٔ ۶۳ : شمشیر تو چشمه ی حیات است
شمارهٔ ۶۴ : رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
شمارهٔ ۶۵ : اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
شمارهٔ ۶۶ : جز بر این در سری به سامان نیست
شمارهٔ ۶۷ : درد ما را نوبت بهبودی است
شمارهٔ ۶۸ : نوبت عیداست و عید دولت و دین است
شمارهٔ ۶۹ : حاصل انجام جز کشته ی آغاز نیست
شمارهٔ ۷۰ : نوبت خرمی بستان است
شمارهٔ ۷۱ : عالمی در شادی و ما را غم است
شمارهٔ ۷۲ : سر نهادیم به سودای کسی کاین سر ازوست
شمارهٔ ۷۳ : زان شعله که در دلم نهان است
شمارهٔ ۷۴ : قاصدی مژده رسان در راه است
شمارهٔ ۷۵ : ای جمالت شمع هر جا محفلی ست
شمارهٔ ۷۶ : چشم صاحبنظران خیره بر آن ایوان است
شمارهٔ ۷۷ : این چه دشت است که سرتاسر آن گردی نیست
شمارهٔ ۷۸ : دوست میگفتم ترا زاول نه آن میبینمت
شمارهٔ ۷۹ : چه شتابی از پی من تو که رنجه شد سمندت
شمارهٔ ۸۰ : هر کرا دل با خدای مطلق است
شمارهٔ ۸۱ : حاجت به عرض حاجت و اظهار حال نیست
شمارهٔ ۸۲ : پیوند غمت گسستنی نیست
شمارهٔ ۸۳ : بعد از این فارغ ز غوغای جهان میخواهمت
شمارهٔ ۸۴ : مثال هستی با نیستی روان و تن است
شمارهٔ ۸۵ : بدردم ننگرد درمانم این است
شمارهٔ ۸۶ : ما هم چو پرده برفکند آفتاب چیست
شمارهٔ ۸۷ : سلسله ای ساخته کاین جعد موست
شمارهٔ ۸۸ : روز آسایش و آرایش و دین و دنیاست
شمارهٔ ۸۹ : من نه آن غرقه که از بحر برندش به کنار
شمارهٔ ۹۰ : کشتن عاشق مباحستی مباح
شمارهٔ ۹۱ : هم سبزه سر زد از چمن و هم سمن ز شاخ
شمارهٔ ۹۲ : حاجتی دارم و حاشا که بگفتار آید
شمارهٔ ۹۳ : من و از خون دل پیمانهای چند
شمارهٔ ۹۴ : من و دل را بکویی منزلی بود
شمارهٔ ۹۵ : دل از سر کویت هوس خانه ندارد
شمارهٔ ۹۶ : نه دست من همین بهر هلاکم دامنت گیرد
شمارهٔ ۹۷ : اگر اینست غم عشق فزون خواهد شد
شمارهٔ ۹۸ : دل عاشق اگر غمگین پسندند
شمارهٔ ۹۹ : این نکویان که بلای دل اهل نظرند
شمارهٔ ۱۰۰ : از سر کوی سلامت سفری میباید
شمارهٔ ۱۰۱ : هر چه جز ذکر تو افسانهٔ لاطایل بود
شمارهٔ ۱۰۲ : هر نفس مجلس ما دوش معطر میشد
شمارهٔ ۱۰۳ : شادمان غمزده و غمزدگان دلشادند
شمارهٔ ۱۰۴ : پنجه از خون دل ماست که رنگین دارد
شمارهٔ ۱۰۵ : دو چشم مست تو فرهنگ هوشیارانند
شمارهٔ ۱۰۶ : تن به جان زنده و جان زنده به جانان باشد
شمارهٔ ۱۰۷ : سوی جانان جانم از تن میبرند
شمارهٔ ۱۰۸ : تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد
شمارهٔ ۱۰۹ : عشق از اول رخنه در تن میکند
شمارهٔ ۱۱۰ : روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد
شمارهٔ ۱۱۱ : دفتر دانش سراسر سوختند
شمارهٔ ۱۱۲ : گذری باد بر آن زلف معنبر دارد
شمارهٔ ۱۱۳ : بدین درگه یکی را سر شکستند
شمارهٔ ۱۱۴ : عمر بگذشت و نماندست جز ایامی چند
شمارهٔ ۱۱۵ : دل از پی خطا شد و گامی خطا نکرد
شمارهٔ ۱۱۶ : راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
شمارهٔ ۱۱۷ : ای مبارک شب فیروز امید
شمارهٔ ۱۱۸ : طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
شمارهٔ ۱۱۹ : مژده ای دل که شهنشاه جهان باز آمد
شمارهٔ ۱۲۰ : گر آزرده گر مبتلا میپسندد
شمارهٔ ۱۲۱ : بادهٔ عشق ترا دل جام شد
شمارهٔ ۱۲۲ : رفت خیالش زدیده کو بدر آمد
شمارهٔ ۱۲۳ : بوی جان از نفس باد صبا میآید
شمارهٔ ۱۲۴ : باز صحن باغ را مرآت محفل کردهاند
شمارهٔ ۱۲۵ : بهار و موکب منصور شه ردیف هم آمد
شمارهٔ ۱۲۶ : آمد این سیل که بنیاد من از جا ببرد
شمارهٔ ۱۲۷ : دوش با یاد توام باز حکایتها بود
شمارهٔ ۱۲۸ : آنکه کین ورزد به من آگه ز مهر من نشد
شمارهٔ ۱۲۹ : دل به دلبر، جان به جانان میرسد
شمارهٔ ۱۳۰ : هر کرا بر سر آن کو گذری میباید
شمارهٔ ۱۳۱ : ستم آخر شد و بیداد به بنیاد آمد
شمارهٔ ۱۳۲ : عشق است کاگهان را غافل همی پسندد
شمارهٔ ۱۳۳ : ناصح اگر بر آن رخ نیکو نظر کند
شمارهٔ ۱۳۴ : شدی از قصه ی ما گر ملول افسانه ای دیگر
شمارهٔ ۱۳۵ : بصید ما نظر افکند شهسوار دگر
شمارهٔ ۱۳۶ : باز صبح است ای ندیم آن راح ریحانی بیار
شمارهٔ ۱۳۷ : وقت است که تن جان شود و جان همه دلدار
شمارهٔ ۱۳۸ : طفلی پی دیوانه زهر خانه درین شهر
شمارهٔ ۱۳۹ : دل از قید دو عالم رسته خوشتر
شمارهٔ ۱۴۰ : در چشمهٔ خضر شعلهٔ طور
شمارهٔ ۱۴۱ : شکرانهٔ بازوان پر زور
شمارهٔ ۱۴۲ : عقل با عشق کی شود دمساز
شمارهٔ ۱۴۳ : زلف بر پا فکنده از سر ناز
شمارهٔ ۱۴۴ : ابر بر طرف گلستان گوهر افشان است باز
شمارهٔ ۱۴۵ : چون به عکس آری نظر خورشید تابان است و بس
شمارهٔ ۱۴۶ : نگه مست و چشم هشیارش
شمارهٔ ۱۴۷ : زین گرفتاری چه میجویی دلا آزاد باش
شمارهٔ ۱۴۸ : در کف عشق نهادیم عنان دل خویش
شمارهٔ ۱۴۹ : دیده ام و شنیده ام عاشقی و ملامتش
شمارهٔ ۱۵۰ : نتوان داشت نگه باز زچشم سیهش
شمارهٔ ۱۵۱ : مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش
شمارهٔ ۱۵۲ : شکر نعمت آورم یا عذر ار تقصیر خویش
شمارهٔ ۱۵۳ : یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باش
شمارهٔ ۱۵۴ : جوی شهد است لعل سیرابش
شمارهٔ ۱۵۵ : هیچ عاقل به خانه بندد نقش
شمارهٔ ۱۵۶ : لبم از آتش دل میزند جوش
شمارهٔ ۱۵۷ : اگر چه ناصح ما مشفق است و خیر اندیش
شمارهٔ ۱۵۸ : زبان به عرض نیازی مگر گشودم دوش
شمارهٔ ۱۵۹ : افکنده سبزه بر کنف بوستان بساط
شمارهٔ ۱۶۰ : آگه از زخمم نگشتی ای شکار افکن دریغ
شمارهٔ ۱۶۱ : خدا بر لب ولی دل در هوا غرق
شمارهٔ ۱۶۲ : بگیر دست دل و سر بر آور از افلاک
شمارهٔ ۱۶۳ : بی عشق کس به دوست نیابد ره وصول
شمارهٔ ۱۶۴ : روشن از طلعت خورشید شود خانه ی گل
شمارهٔ ۱۶۵ : این خیال خودپرستانند غافل کان جمال
شمارهٔ ۱۶۶ : عاشقان را عشق بس باشد کفیل
شمارهٔ ۱۶۷ : دیوانه و مست و باده نوشیم
شمارهٔ ۱۶۸ : هوای خود چو نهادم رضای او چو گزیدم
شمارهٔ ۱۶۹ : زشست شهسواری ناوکی تعویذ پر دارم
شمارهٔ ۱۷۰ : وقت شد وقت کزین جمع کناری گیریم
شمارهٔ ۱۷۱ : عجب نبود بگلشن جا اگر فصل خزان دارم
شمارهٔ ۱۷۲ : روزَکی چند پی زهد و سلامت گیرم
شمارهٔ ۱۷۳ : سلطان ملک فقرم و عشق است لشکرم
شمارهٔ ۱۷۴ : هر چه جویند ز ما در طلب آن باشیم
شمارهٔ ۱۷۵ : نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم
شمارهٔ ۱۷۶ : جز رنج خمار ابدی نشئه ندیدیم
شمارهٔ ۱۷۷ : بازو مساز رنجه که ما خود فتادهایم
شمارهٔ ۱۷۸ : جان چو میرفت چرا زیست تنم
شمارهٔ ۱۷۹ : من که دارای جهان سخنم
شمارهٔ ۱۸۰ : پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازم
شمارهٔ ۱۸۱ : ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم
شمارهٔ ۱۸۲ : از بس گداختم ز غمت ناتوان شدم
شمارهٔ ۱۸۳ : نه هشیارم توان گفتن نه مستم
شمارهٔ ۱۸۴ : ما بندگان نه در خور این پایه بودهایم
شمارهٔ ۱۸۵ : نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم
شمارهٔ ۱۸۶ : چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم
شمارهٔ ۱۸۷ : دوشینه بر مراد دل آمد به سر شبم
شمارهٔ ۱۸۸ : ای از صباح رویت روشن شب امیدم
شمارهٔ ۱۸۹ : من نه آنم که دل آزرده ز بیداد شوم
شمارهٔ ۱۹۰ : بندگان را به کف از جود تو حکمیست قدیم
شمارهٔ ۱۹۱ : آخر این روز بشب میرسد این صبح بشام
شمارهٔ ۱۹۲ : شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم
شمارهٔ ۱۹۳ : من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم
شمارهٔ ۱۹۴ : به یاد نیست جز اینم که من به یاد تو باشم
شمارهٔ ۱۹۵ : روزی که نبینند نشانی بجهانم
شمارهٔ ۱۹۶ : تا چه گفتند که خاموش شدیم
شمارهٔ ۱۹۷ : از جان گذشتهایم و به جانان رسیدهایم
شمارهٔ ۱۹۸ : منم کاکنون به عالم غم ندارم
شمارهٔ ۱۹۹ : طلعت دوست عیان میخواهم
شمارهٔ ۲۰۰ : بر چشمه ی نوش لبش افتاد چو راهم
شمارهٔ ۲۰۱ : ز آتش عشق نخستین قسم
شمارهٔ ۲۰۲ : غم عالم نبرد ره به دلم
شمارهٔ ۲۰۳ : زبان بر بند ای ناصح زپندم
شمارهٔ ۲۰۴ : اگر ره است و اگر بیره از قفای تو باشم
شمارهٔ ۲۰۵ : بر آن سرم که به پیمانه دست بگشایم
شمارهٔ ۲۰۶ : بی تو میل گل و گلشن نکنم
شمارهٔ ۲۰۷ : چه غم ار نه برگ و باری و نه زاد راه دارم
شمارهٔ ۲۰۸ : همین نه بنده ی حکم و مطیع فرمانم
شمارهٔ ۲۰۹ : هوسی کردهام امروز که دیوانه شوم
شمارهٔ ۲۱۰ : گفتم از میکده یک چند سوی خانه شوم
شمارهٔ ۲۱۱ : زتست پای گریزم ز تست دست ستیزم
شمارهٔ ۲۱۲ : آمدم تا رسم تو در عاشقی پیدا کنم
شمارهٔ ۲۱۳ : در دست نفس سرکش مقهور و مضطریم
شمارهٔ ۲۱۴ : تمام عیبم و از عیب خویش بی خبرم
شمارهٔ ۲۱۵ : تا در پناه درگه خاقان اکبریم
شمارهٔ ۲۱۶ : دهر خرم از چه از عید کیان
شمارهٔ ۲۱۷ : گفتم که فاش میکند از پرده راز من
شمارهٔ ۲۱۸ : گویند جان خواهد ز من این جان و این جانان من
شمارهٔ ۲۱۹ : خرم آنان کافرید از نور خود یزدانشان
شمارهٔ ۲۲۰ : چند گویی که سرانجام چو خواهد بودن
شمارهٔ ۲۲۱ : صبح باز آمد و شب گشت نهان
شمارهٔ ۲۲۲ : صبح عید و دهر خرم از بهار است اینچنین
شمارهٔ ۲۲۳ : ماه بزم افروزم امشب بی نقاب است آنچنان
شمارهٔ ۲۲۴ : دگرانند بهر سو نگران
شمارهٔ ۲۲۵ : لله الحمد نمردیم و بدیدیم چنین
شمارهٔ ۲۲۶ : گر نمیخواهی غمینم ساختن،شادم مکن
شمارهٔ ۲۲۷ : دل بدست آرو هر چه خواهی کن
شمارهٔ ۲۲۸ : خِیرِ مَقدَم عشق آمد باز و غم رفت از میان
شمارهٔ ۲۲۹ : شب آمد و دل باز نیامد ز در او
شمارهٔ ۲۳۰ : او میرود ز پیش و من اندر قفای او
شمارهٔ ۲۳۱ : شاها هلال ماه نو از آفتاب خواه
شمارهٔ ۲۳۲ : دوش آمد به برم میْزده خوابآلوده
شمارهٔ ۲۳۳ : توانایی چه جویی، خستگی به
شمارهٔ ۲۳۴ : بهار و عید مبارک به بخت شاهنشاه
شمارهٔ ۲۳۵ : دیدیم کرانه تا کرانه
شمارهٔ ۲۳۶ : ساقیا برخیز کز پیمانه ای
شمارهٔ ۲۳۷ : بیا بصاحب ما بین که تاعیان نگری
شمارهٔ ۲۳۸ : دارد شب نومیدی ما صبح امیدی
شمارهٔ ۲۳۹ : ز ما گمگشتگان پرسید از آن کوی
شمارهٔ ۲۴۰ : هوسی میبردم سوی کسی
شمارهٔ ۲۴۱ : نه جا بسایه ی شاخی نه پا بحلقه ی دامی
شمارهٔ ۲۴۲ : در اول جذب عشق از جانب جانانه بایستی
شمارهٔ ۲۴۳ : هم ز کارم منع کردی هم بکارم داشتی
شمارهٔ ۲۴۴ : خامش ای دل منشین کو بودش رحم بسی
شمارهٔ ۲۴۵ : مگو مرگ است بی او زندگانی
شمارهٔ ۲۴۶ : نشاید ار چو تویی در کنار من باشی
شمارهٔ ۲۴۷ : چرا چو ابر نگریی چرا چو باد نکوشی
شمارهٔ ۲۴۸ : ای شیفته ی روی نکوی تو جهانی
شمارهٔ ۲۴۹ : برون از خویشتن یک ره اگر گامی دو بگذاری
شمارهٔ ۲۵۰ : گر نه رخسار وی آشوب جهان بایستی
شمارهٔ ۲۵۱ : دل دگر با که سپارم که تو در جان منی
شمارهٔ ۲۵۲ : در همه کون و مکان نیست جز اینم هوسی
شمارهٔ ۲۵۳ : ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی
شمارهٔ ۲۵۴ : تا به کی افزایش تن کاهش جان تا به کی
شمارهٔ ۲۵۵ : بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابی
شمارهٔ ۲۵۶ : در بلورین خانه عکس طلعت داراستی
شمارهٔ ۲۵۷ : سرو سیمین که دیده در چمنی
شمارهٔ ۲۵۸ : پای سروی و گوشه ی چمنی
شمارهٔ ۲۵۹ : موکب شاه جهان آمده است و از پی
شمارهٔ ۲۶۰ : من و اندیشه ی باری که ندارد یاری
شمارهٔ ۲۶۱ : بیا دور ساقی بگیریم جامی
شمارهٔ ۲۶۲ : تو بدین شکل و شمایل که به خود مینگری
شمارهٔ ۲۶۳ : ای روی دلارایت آرایش زیبایی
شمارهٔ ۲۶۴ : من در این جمع و پریشان دلم از غوغایی
شمارهٔ ۲۶۵ : بیا از دور ساقی گیر جامی
شمارهٔ ۲۶۶ : مرهم دلهای ریش از مشک ناب آوردهای
شمارهٔ ۲۶۷ : سرم خوش است برآنم که از سر مستی
شمارهٔ ۲۶۸ : من فاش کنم غم نهانی
شمارهٔ ۲۶۹ : زهر سو بر بن در بینوایی
شمارهٔ ۲۷۰ : روزها رفت و نکردی بسوی ما نظری
شمارهٔ ۲۷۱ : ای جم از این می اگر جامی زنی
شمارهٔ ۲۷۲ : یک بار نخواندند و نگفتند کجایی
شمارهٔ ۲۷۳ : شب تیره وره سخت، چنین سست چرایی
شمارهٔ ۲۷۴ : این شهد نمیرسد بکامی
شمارهٔ ۲۷۵ : ای نفس اگر بخود نفسی نیک بنگری
شمارهٔ ۲۷۶ : در عشق روانیست نه دعوی نه گواهی
شمارهٔ ۲۷۷ : ما را که جام نبود رنجیم کی ز سنگی
شمارهٔ ۲۷۸ : نه دل به دست یاری نه سر به زیر باری
شمارهٔ ۲۷۹ : نبود عجب ار برقی در خرمن ما بینی
شمارهٔ ۲۸۰ : با ما سخن ز نیک و بد کار میکنی
شمارهٔ ۲۸۱ : با بندهٔ صادق چه عتابی چه عطایی
شمارهٔ ۲۸۲ : پیوند عهدهاست که از هم گسستهای
شمارهٔ ۲۸۳ : یک شب نهان ز غیر بر ما نیامدی
شمارهٔ ۲۸۴ : سقی من وابل لامن طلالی