برگردان به زبان ساده
جان چو میرفت چرا زیست تنم
بی تو دارم عجب از زیستنم
هوش مصنوعی: زمانی که جان من در حال رفتن است، جالب است که چرا بدنم بدون تو هنوز زنده است.
تا درین شهر چسان افتادم
که رهی نیست به سویِ وطنم
هوش مصنوعی: در این شهر چگونه به چنین وضعی دچار شدم که هیچ راهی به سوی وطنم وجود ندارد؟
هرگزم رخصت پرواز نبود
دل باین شاد که مرغ چمنم
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم پرواز کنم، اما دلم به این خوش است که همانند مرغی در چمن زندگی میکنم.
بیکی جام میم کس ننواخت
من باین خوش که درین انجمنم
هوش مصنوعی: هیچ کس با من به خوشی از جام می ننواخت، اما من به خاطر این که در این جمع هستم، احساس رضایت و شادمانی دارم.
آتشی بایدم افروخت بخویش
که در این خانه ، حجاب است تنم
هوش مصنوعی: باید آتش عشق را در دل خود روشن کنم، زیرا در این خانه، جسم من مانعی برای احساسات واقعیام است.
بلبل است و گل و پروانه و شمع
آنکه دور از تو بماندست منم
هوش مصنوعی: بلبل، گل، پروانه و شمع همه زیبایی و جذابیت دارند، اما کسی که از تو دور بماند، من هستم.
هر کسی با هوسی زیست نشاط
من ندارم هوس زیستنم
هوش مصنوعی: هر فردی با آرزوهای خود زندگی میکند، اما من دیگر از اینگونه آرزوها بینیازم و به دنبال زندگیام نیستم.