برگردان به زبان ساده
روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد
خلق را در تو بحیرت نگران خواهم کرد
هوش مصنوعی: روزی دنیای حقیقی خود را برای مردم آشکار خواهم کرد و آنها را در حیرت و شگفتی نسبت به تو قرار خواهم داد.
خاک پایت که بود غالیه ی طره ی حور
سرمه ی دیده صاحبنظران خواهم کرد
هوش مصنوعی: میخواهم خاک پای تو را مانند بویی خوش و عطر خاصی به چشمهای اهل نظر بزنم، همانطور که سرمه زیبایی چشمهاست.
دست در سلسله ی خم بخمت خواهم زد
هر چه خواهد دل دیوانه چنان خواهم کرد
هوش مصنوعی: میخواهم در دنیای پیچیده و مسحورکنندهات قدم بگذارم و هر آنچه که دل دیوانهام بخواهد، انجام دهم.
سر گیسوی تو در دست صبا خواهم داد
در و دیوار جهان مشک فشان خواهم کرد
هوش مصنوعی: میخواهم گیسوی تو را به نسیم صبح بسپارم و دلم میخواهد که زیبایی تو را در تمام جهان پخش کنم.
ره درین شهر سرا تا بسرا خواهم جست
قطع این دشت کران تا بکران خواهم کرد
هوش مصنوعی: در این شهر به دنبال راهی میگردم که به سویی بروم و این دشت وسیع را تا دورترین نقاطش بررسی خواهم کرد.
ناتوانیم مبین کز مدد دولت عشق
هر چه کردن بتوان یا نتوان خواهم کرد
هوش مصنوعی: من ناتوانم، اما نمیدانید که به کمک قدرت عشق میتوانم هر کاری را که میخواهم، چه ممکن باشد و چه غیرممكن، انجام دهم.
هر چه گویند مگو برتر از آن خواهم گفت
هر چه گویند مکن بدتر از آن خواهم کرد
هوش مصنوعی: هر چه بگویند، من بالاتر از آن را خواهم گفت و هر چه دستور دهند، بدتر از آن را انجام خواهم داد.
شاید این گریه ی جانکاه تن از جا بکند
هر سحر سیلی ازین اشک روان خواهم کرد
هوش مصنوعی: شاید این گریه ی شدید و عمیق باعث شود که جانم از تنم جدا شود، هر صبح با این اشکهای جاری، طوفانی از اشک به راه خواهم انداخت.
گفتم این لعل تو یا چشمه ی حیوان گفتا
جرعه ای نذر نشاط آخر از آن خواهم کرد
هوش مصنوعی: گفتم این لبهای تو مثل چشمهی زندگی است، او گفت: من جرعهای از آن را برای خوشحالی آخرین لحظهام نذر خواهم کرد.