برگردان به زبان ساده
وقت شد وقت کزین جمع کناری گیریم
برد دوست نشینیم و قراری گیریم
هوش مصنوعی: زمان آن رسیده است که از این جمع کنار برویم و با دوستمان نشسته و قرار و دیداری داشته باشیم.
روزکی چند نظر بر رخ یاری فکنیم
شبکی چند سر زلف نگاری گیریم
هوش مصنوعی: چند روزی را به تماشای چهره یار بگذرانیم و چند شب را در تماشای موهای دلنشین او سپری کنیم.
آرزوی سر از آن پا بقدومی طلبیم
مقصد دیده از آن در بغباری گیریم
هوش مصنوعی: ما آرزو داریم که با پاهایی محکم، به سمت هدفی که در نظر داریم برویم و به جای اینکه در تیرگی و غبار تردد کنیم، به روشنی و وضوح دست یابیم.
چند بیهوده توان برد بسر عمر عزیز
جهدی ای دل که ازین پس پی کاری گیریم
هوش مصنوعی: چقدر بیفایده است که برای عمر گرانبهایمان تلاش کنیم، ای دل، چون از این به بعد به کار دیگری مشغول خواهیم شد.
عقل نگذاشت تنی را بسپاهی شکنیم
عشق کو عشق که ملکی بسواری گیریم
هوش مصنوعی: عقل به ما اجازه نمیدهد که جسمی را به دست خود ویران کنیم. عشق کجاست؟ ای عشق، که ما به کمک تو بر بلندیها بشتابیم و به کارزار رویم.
صید گاهی خوش و یاران همه غافل بشتاب
تا سمندی بجهانیم و شکاری گیریم
هوش مصنوعی: گاهی شکار لذتی دارد و دوستان غافلند، پس بشتابید تا با اسب جوان و شجاع به دنیای جدیدی برویم و موفق شویم.
دوست گر دست به بیداد کند باز نشاط
عشق را با هوس آنگاه عیاری گیریم
هوش مصنوعی: اگر دوست به ما بیرحمی کند، دوباره شادابی عشق را با اشتیاقاش تجربه خواهیم کرد و در آن زمان خود را آزمون خواهیم کرد.