برگردان به زبان ساده
ستم آخر شد و بیداد به بنیاد آمد
نوبت رحمت و فضل و کرم و داد آمد
هوش مصنوعی: ستم و بیداد به پایان رسید و حالا وقت آن است که رحمت، لطف و عدالت برقرار شود.
خجل آن بنده که از بند تو آزادی جست
خرم آن صید که از قید تو آزاد آمد
هوش مصنوعی: بندهای که از تو آزاد میشود، باید خجالت بکشد، ولی آن صیدی که از قید و بند تو رها شده، خوشحال و شاداب است.
در وفای تو زهی شکر که سر رفت بخاک
در هوایت چه غم از دست که بر باد آمد
هوش مصنوعی: در وفاداری تو، چه زیباست که برای عشق تو جانم فدای خاکی شده است. چه غم دارد اگر آنچه داشتم از دست برود، وقتی همه چیزم را برای تو فدای کردهام.
خردسالی که فروغ رخش از نور خداست
چه عجب بر وی اگر خرده بر استاد آمد
هوش مصنوعی: کوچکسالکی که نور چهرهاش از خداست، جای شگفتی نیست اگر بر استاد خود ایرادی بگیرد.
عجبی نیست بمشاطه اگر گیرد عیب
آنکه آراسته از حسن خدا داد آمد
هوش مصنوعی: عجبی نیست که کسی معایب زیباییاش را ببیند، چرا که جمال او از رحمت و نعمت خداوند به او داده شده است.
پرده افتاد و دگر حاجت مشاطه نماند
شیشه بر سنگ شد و تیشه به بنیاد آمد
هوش مصنوعی: پرده کنار رفت و دیگر نیازی به آرایشگر نیست. شیشه بر زمین افتاد و تیشه به ریشه و بنیاد چیزی آسیب زد.
آمد از خاک درت سر خوش و سر مست نشاط
دل نیاورد که گویم ز تو دلشاد آمد
هوش مصنوعی: کسی که از خاک در تو وارد شد، به قدری خوشحال و سرمست بود که حتی نشاط دلش را نیز با خود نیاورد. دلشاد بودنش را نمیتوانم بگویم که از وجود تو آمده است.