برگردان به زبان ساده
از سر کوی سلامت سفری میباید
بر سر راه ملامت گذری میباید
هوش مصنوعی: برای رسیدن به آرامش و سلامتی، باید ابتدا از مسیری پر از چالشها و انتقادات عبور کرد.
عشق در دعوت ما آمده ای دل بشتاب
که زخون جگرش ما حضری میباید
هوش مصنوعی: عشق به ما دعوت کرده است، ای دل! سریع باش، چون برای پذیرایی از درد و رنجی که بر دل داریم، به حضور تو نیاز داریم.
لوح دل سر به سر از گرد هوس گشت سیاه
شستوشویی به خود از چشم تری میباید
هوش مصنوعی: دل انسان به خاطر آرزوها و خواستههای بیپایهاش تیره و تار شده است. برای پاک کردن این دل، باید با اشک و اندوه خود را شست و شو دهد.
ترسمت سر خجل از خاک بر آری که به حشر
یادگاری به رخ از خاک دری میباید
هوش مصنوعی: ترس دارم که سرم از خاک بلند شود و در روز قیامت، یادگاری از من بر روی زمین باقی نماند.
گمرهی خسته و درمانده و مسکین و غریب
زین ره ای خضر خدا را گذری میباید
هوش مصنوعی: انسانی که در جستجوی راهی درست است و از سردرگمی و مشکلات زندگی خسته و ناتوان شده، نیاز به دلسوزی و راهنمایی الهی دارد تا از این مسیر سخت عبور کند.
بستم از هر دو جهان دیده که بینم به رخت
یک ره ای دوست به کارم نظری میباید
هوش مصنوعی: از هر چیزی در این دنیا چشم پوشیدهام تا فقط تو را ببینم. ای دوست، برای اینکه به کارهایم رسیدگی کنی، لازمهاش این است که یک بار به من نگاهی بیندازی.
چهره بنمای از آن زلف فرو هشته به رخ
آخر این تیره شبان را سحری میباید
هوش مصنوعی: لطفاً چهرهات را نشان بده، زیرا با آن زلفهای ریختهات به روی صورتت، در این شب تار، به صبحی روشن و زیبا نیاز داریم.
صبح عید است و نشاط از پی قربانی دوست
نیست لایق که از او خستهتری میباید
هوش مصنوعی: صبح عید فرا رسیده و شادمانی در هواست، اما شایسته نیست که از دوستی که باید قربانی اش کنیم، دلزده و خسته باشیم.
فربهی نیست سزاوار به قربانگه عشق
ناتوان جانی و افکنده سری میباید
هوش مصنوعی: تنها جسمی که لایق قربانی کردن در عشق نیست، باید بیچیز و بیاعتبار باشد. برای عشق حقیقی، باید جانی ناتوان و سر افکنده داشته باشید.