برگردان به زبان ساده
روزها رفت و نکردی بسوی ما نظری
خبرت باد که عمریست زما بی خبری
هوش مصنوعی: روزها به سرعت گذشتند و تو هیچ توجهی به ما نکردی. امیدوارم خبرت خوب باشد، چرا که سالهاست از تو بیخبر هستیم.
بر سر راه تو تا چند نشینم که مرا
بتحسر بگذاری بتکبر گذری
هوش مصنوعی: تا کی باید در مسیر تو منتظر بمانم، در حالی که تو با تکبر از کنارم عبور میکنی و تنها دلسوزی مرا به یاد میآوری؟
گر تو بر من بسر زلف پریشان نازی
من هم آشفته دلی دارم و شوریده سری
هوش مصنوعی: اگر تو با موهای پریشان خود جذبهای داشته باشی، من هم دل آشفتهای دارم و دیوانهوار عاشق تو هستم.
شمع آرند بمجلس که ببینند بجمع
تو بهر جمع در آیی ننماید دگری
هوش مصنوعی: در مجلس شمعهایی میآورند تا تو را ببینند، اما تو برای جمع بودن به اینجا میآیی و دیگران را نمیبینی.
نه همین بی خبر از خویش نشستست نشاط
خبرش نیست که از خویش ندارد خبری
هوش مصنوعی: این شخص که بدون آگاهی از خود سرگرم است، از حالت خوشحالیاش بیخبر است، زیرا از وضعیت خود هیچ اطلاعی ندارد.