برگردان به زبان ساده
روزَکی چند پی زهد و سلامت گیرم
ور ملامت کندم عشق از او نپذیرم
هوش مصنوعی: اگر روزی به خاطر زهد و دیانت مورد سرزنش قرار بگیرم، عشق او را هرگز نخواهم پذیرفت.
جام صافی ببر و جامهٔ سالوس بیار
صدق بگذار که من در گرو تزویرم
هوش مصنوعی: یک جام شفاف بیاور و لباس دورو و نیرنگ را بر کنار بگذار. راست بگو، زیرا من در بند فریب هستم.
بر سر کوی بت سلسله گیسو زین پس
نتوان داشت دگر باز به سد زنجیرم
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم خود را از زنجیر فراق او رها کنم، زیرا در سر کوی محبوب، موهایش به گونهای است که دیگر نمیتوانم از آنجا دور شوم.
نگه یار کمان ابرویم اکنون به نظر
آید آنسان که زند خصم همی با تیرم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که ابروی کمانمانند یارم اکنون به گونهای است که گویی دشمن با تیر به من حمله میکند.
خواستم زهد به تدبیر بیاموزم لیک
میکشد باز سوی دیر مغان تقدیرم
هوش مصنوعی: خواستم عقل و زهد را با تدبیر یاد بگیرم، اما سرنوشت مرا دوباره به سمت میخانه و دلخواهی کشاند.
جای در صومعه از دیر گزیدهست نشاط
مپسندید خدا را که به غربت میرم
هوش مصنوعی: در میخانهای که در آنجا زندگی سادگی و خوشی وجود دارد، من نمیخواهم به روزهایی فکر کنم که در صومعه و نزد راهبان گذراندهام. چرا که در دلم، غمی از غربت و دوری وجود دارد.
عاشقی رنج و بدین رنج همان به مانم
بیخودی عیب و بدین عیب همان به میرم
هوش مصنوعی: عاشقی تحمل سختیها و دردهاست و من به همین دردها راضیام. بیخودی و عاشق بودن، عیبهایی دارد و من هم با این عیبها زندگی میکنم و به همین وضعیت ادامه میدهم.