برگردان به زبان ساده
بدین درگه یکی را سر شکستند
یکی تا اندر آید در شکستند
هوش مصنوعی: در این مکان مقدس، یکی را از پای درآوردند و دیگری را برای ورود به آنجا شکستند.
درون خانه جز بیرون در نیست
اگر بستند در یا در شکستند
هوش مصنوعی: اگر در خانه را ببندند یا بشکنند، دیگر چیزی جز در نمیماند.
تو گر آرام جویی رام شو رام
که ما را از رمیدن پر شکستند
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش هستی، باید خود را آرام کنی، زیرا ما را از دویدن و فرار کردن بازداشتند.
چه ظلم است این خدا را کاندر این بزم
مرا هم توبه هم ساغر شکستند
هوش مصنوعی: این چه بیعدالتی است که در این مهمانی، هم توبهام را شکستی و هم جام میام را؟
دل آغاز شکستن کرد تا باز
کجا طرف کلاهی بر شکستند
هوش مصنوعی: دل شروع به شکست کردن کرد، نمیدانم تا کجا باید برود و سراغ کلاهی بروم که آن را از هم گسستهاند.
خدیو عقل را کشور گرفتند
امیر صبر را لشکر شکستند
هوش مصنوعی: حاکمان بر عقل چیره شدند و قدرت را در دست گرفتند، در حالی که صبر و شکیبایی به مرز شکست رسیدند.
بگوشم بی لبش زیبق نهادند
بچشمم بی رخش نشتر شکستند
هوش مصنوعی: به گوشم ز بوی لب او معطر شده و به چشمانم بدون دیدن چهرهاش، درد و زخم عمیقی خورد.