برگردان به زبان ساده
من و دل را بکویی منزلی بود
که در هر سو دلی با بیدلی بود
هوش مصنوعی: من و دل به جایی رفتیم که در هر گوشهاش، دلی آشفته و بیقرار وجود داشت.
چرا خود عشق زینسان مشکل افتاد
که آسان شد از وهر مشکلی بود
هوش مصنوعی: چرا عشق اینقدر دشوار شده است در حالی که همه چیز از هر مشکلی آسانتر بود؟
میان بحر ره گم کرده ای را
چه سود ار رهبری بر ساحلی بود
هوش مصنوعی: اگر کسی در دریا گم شده باشد، چه فایدهای دارد که رهبری در ساحل وجود داشته باشد؟
دل از پیش و من از پی تابکویش
شهیدی رهنمای بسملی بود
هوش مصنوعی: دل از قبل به سوی او مشغول بود و من با اشتیاق به دنبالش رفتم، چنانکه گویی شهید راه عشق هستم که در پی او میباشم.
بدان حسرت زکویش رخت بستم
که هر گامی ز راهم منزلی بود
هوش مصنوعی: من به خاطر حسرتی که از دوری از او دارم، از خانهاش جدا شدم، چون هر گامی که برمیدارم، برایم نقطهای است برای توقف و یادآوری او.
برون از هر دو عالم راه جستم
ولی از عشق گام اولی بود
هوش مصنوعی: از هر دو دنیای موجود خارج شدم و به جستجوی راهی پرداختم، اما اولین قدمی که برداشتم، ناشی از عشق بود.
همی گریم همی سوزم ازین غم
که یارم دوش شمع محفلی بود
هوش مصنوعی: من به خاطر این غم بسیار میگریم و در درونم به شدت میسوزم؛ زیرا محبوبم دیروز همچون شمعی در محفل وجود داشت و حالا نیست.
بهر عضو نی و مجمر ببزمش
نهان از من زبانی و دلی بود
هوش مصنوعی: برای هر بخشی از وجودم، نهان و پنهان، نی و مجمر را به کار میبرم؛ چرا که زبانی و دلی در من وجود دارد که این رازها را حفظ میکند.
نشاط امشب مگر دیوانه شد باز
که دیدم همنشین عاقلی بود
هوش مصنوعی: امشب به شدت شاد و سرحال هستم، شاید به این خاطر که دوباره دیوانهوار احساس میکنم که در کنار فردی عاقل و فهمیده نشستهام.