برگردان به زبان ساده
زلف بر پا فکنده از سر ناز
ما گرفتار این شبان دراز
هوش مصنوعی: موهایش را به شکل زیبایی بر روی شانههایش ریخته و با ناز و دلربایی که دارد، ما را در این شب طولانی به دام انداخته است.
نظری داشت با نظر بازان
لعبت شوخ و شاهد طناز
هوش مصنوعی: او نگاهی به بازیگران عاشق و معشوقهی خندان و جذاب داشت.
سپر از دیده بایدش آورد
هر که از غمزه گشت تیرانداز
هوش مصنوعی: هر کسی که با نگاه تند و نافذ دیگری تیر میخورد، باید از چشم خود محافظت کند.
منع عاشق توان ز شاهد لیک
حذر از شاهدان عاشقباز
هوش مصنوعی: عاشق نمیتواند از دیدن معشوق خود دست بکشد، اما باید از افرادی که عشقشان را به نمایش میگذارند، دوری کند.
این تذروان شوخ چشم دلیر
جلوه آرند در گذر گه باز
هوش مصنوعی: این تذروهای شجاع و زیبا در گذرگاه جلوهگری میکنند.
گرچه از دوست هر چه هست نکوست
ستم و لطف و خواری و اعزاز
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هر آنچه از دوست صادر میشود خوب است، اما شامل ستم، لطف، تحقیر و مقامگذاری نیز میباشد.
جور بر بندگان روا نمود
خاصه در عهد شاه بنده نواز
هوش مصنوعی: ستم بر بندگان در دوره پادشاهی که مهربان بر زیر دستانش بود، پذیرفته شده است.
بنهایت حدیث ما نرسید
که ملالت رسیدت از آغاز
هوش مصنوعی: ما هیچگاه نتوانستیم تمام سخنهای درونمان را به تو برسانیم و حالا کلافه و خسته شدهایم از شروع این داستان.
را ز ما بود آنکه در عالم
ماند در پرده با دو سد غماز
هوش مصنوعی: آنکه در دنیا باقی ماند، در حالی که در پس پرده دو دردانه وجود دارد.
راز دار جهانیان خاکست
خاک گشتیم و ماند در دل راز
هوش مصنوعی: ما انسانها از خاک و خاکستری ساخته شدهایم و در دل خود اسراری را حمل میکنیم که از عمیقترین رازهای جهانیان نشأت میگیرد.
این پریشان سخن ز نظم نشاط
گر قبول شهنشه افتد باز
هوش مصنوعی: این سخن دچار بینظمی است، اما اگر کوششی از شاهنشاه دریافت کند، ممکن است دوباره منظم و با نشاط شود.
شکر و شعرش آورند نثار
توتی از هند و سعدی از شیراز
هوش مصنوعی: هدیههایی از هند مثل شکر و شعر، به پای توتی و سعدی از شیراز نثار میشود.