برگردان به زبان ساده
جز رنج خمار ابدی نشئه ندیدیم
زان باده که از ساغر ایام کشیدیم
هوش مصنوعی: ما هیچ چیزی جز عذاب و درد دائمی ناشی از خماری، از می که در ظرف روزگار نوشیدهایم، ندیدیم.
آمیخته با خون دل و لخت جگر بود
هر جرعه که از مشربهٔ دهر چشیدیم
هوش مصنوعی: هر جرعهای که از نوشیدنیهای زندگی چشیدیم، با درد و ناراحتی و زخمهای درونی ما آمیخته بود.
انگیخته از چنگ غم و زخم ستم بود
هر نغمه که در مصطبهٔ چرخ شنیدیم
هوش مصنوعی: هر نغمهای که در زیر آسمان شنیدیم، ناشی از درد ناشی از غم و زخمهای ستم بود.
در دشت عمل دانهٔ عصیان بفشاندیم
از کشت امل حاصل حرمان درویدیم
هوش مصنوعی: در دشت تلاش و فعالیت، بذر نافرمانی را کاشتیم و از محصول انتظار، نصیب حسرت و ناکامی را برداشت کردیم.
با خنگ هوا وادی غفلت بسپردیم
با چنگ هوس پردهٔ عصمت بدریدیم
هوش مصنوعی: در آغوش هوای بیفکری و غفلت افتادیم و با آرزوهای درونی خود، حجاب پاکی و عفت را پاره کردیم.
از سرزنش خلق چه نالیم که از ماست
بر ما به سزا آنچه بگفتند و شنیدیم
هوش مصنوعی: ما چرا از انتقاد مردم شکایت کنیم، وقتی که آنچه گفتهاند و شنیدهایم، به خودمان برمیگردد و ناشی از کارها و رفتارهای خود ماست؟
انصاف نباشد که برنجیم و نسنجیم
با خود که چه مقدار تبهکار و پلیدیم
هوش مصنوعی: نمیتوانیم به خودمان ظلم کنیم و بدون آنکه به خودمان واقعیت را بگوییم، به داوری درباره کارهای بد و ناپسند خود بپردازیم.
سرمایهٔ طاعات ببازار معاصی
بردیم و همین حسرت و اندوه خریدیم
هوش مصنوعی: ما با اعمال نیک خود به بازار گناهان رفتیم و در عوض، فقط حسرت و اندوه به دست آوردیم.
نبود عجب ار راه نبردیم به جایی
بیهوده همی پشت به مقصود دویدیم
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر در تلاش برای رسیدن به هدفی، به جایی برسیم که بیفایده باشد، زیرا گاهی ما به جای آنکه مستقیم به سمت هدف برویم، تنها وقت خود را تلف کردهایم.
تقدیر قوی را چه کند رای ضعیفان
هم از ره تدبیر به تقدیر رسیدیم
هوش مصنوعی: قدرت تقدیر آنچنان قوی است که حتی تدبیر ضعیفان نیز نمیتواند آن را تغییر دهد. در نتیجه، ما با تدبیر خود به تقدیر خاصی دست پیدا کردهایم.
تا عاقبت احرام در کعبهٔ مقصود
بستیم و دل از نیک و بد خلق بریدیم
هوش مصنوعی: در نهایت، ما وارد کعبهٔ مورد نظر شدیم و تمام تعلقات به خوبی و بدی مردم را کنار گذاشتیم.
سرتاسر این بادیه هرسو که گذشتیم
پیش و پس این قافله هرجا که رسیدیم
هوش مصنوعی: در این دشت وسیع، هر جا که رفتیم، در جلو و عقب این کاروان، هر مکان که به آن رسیدیم...
جز خدمت دارای جهان سایهٔ یزدان
چیزی که بدان شاد توان بود ندیدیم
هوش مصنوعی: جز خدمت و یاری به خدا و بخشندگی او، هیچ چیز دیگری که موجب شادمانی انسان باشد، ندیدهایم.
راندیم ز دل هرچه نه با یاد خدا بود
پس در کنف سایه وی جای گزیدیم
هوش مصنوعی: هر چیزی را که در دل ما نبود و یاد خدا را فراموش کرده بود، از خود دور کردیم. سپس زیر سایه رحمت و حمایت او جا گرفتیم.
شاهنشه دین فتحعلیشاه جوان بخت
شبهش به عدالت ز زمانه نشنیدیم
هوش مصنوعی: پادشاه بزرگ دین، فتحعلیشاه، که جوانبخت است، هیچگاه از زمانه عدالتخواهی را نشنیده است.
در دهر نشاط از تو که نامت چو نشان باد
افسوس نشانی به جز از نام ندیدیم
هوش مصنوعی: در این دنیا، شادی و نشاط را از تو میشناسم، اما افسوس که جز نام تو نشانهای از خوشی ندیدهام.