برگردان به زبان ساده
تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد
حیف باشد عمر اگر زینسان سراسر بگذرد
هوش مصنوعی: تا کی باید این صبح و شامهای تکراری بگذرد؟ حیف است که عمر انسان به اینگونه بگذرد و هدر شود.
ای خوشا آن صبح کز رویی منور بر دمد
وان شب دلکش که با مویی معنبر بگذرد
هوش مصنوعی: چه خوب است صبحی که با چهرهای درخشان آغاز میشود و شب دلنوازی که با مویی زیبا و درخشان سپری میشود.
ترسمت ای خفته در دامان کوهی سیل خیز
خواب نگذاری ز سر تا آبت از سر بگذرد
هوش مصنوعی: بترسید ای کسی که در آغوش کوهی پرخروش خوابیدهای، مبادا خواب به چشمانت نیاید و آب از سرت بگذرد.
کوش تا جاوید در زحمت نمانی ورنه عمر
بگذرد آخر چه سود از آن که خوشتر بگذرد
هوش مصنوعی: کوشش کن تا همیشه در زحمت نمانی، چون اگر عمرت به راحتی بگذرد، فایدهای ندارد.
خیمه برتر زد ز دل سلطان عشق او ولی
سالها ماند خراب آنجا که لشکر بگذرد
هوش مصنوعی: عشق او چنان قدرتی داشت که بر دل سلطان چیره شد و خیمهاش را برپا کرد، اما سالهای سال آنجا ویرانه ماند، جایی که لشکر عبور میکرد.
باورم ناید که آبی جان ببخشد جاودان
چشمه ی حیوان مگر از خاک آن در بگذرد
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که من نمیتوانم به این باور برسم که آب قادر است زندگی جاودانهای ببخشد مگر اینکه از خاک عبور کند و به نوعی به آن مرتبط باشد. یعنی برای رسیدن به حیات جاودانی، باید تأثیر خاک را در نظر گرفت.
چاک سازد عاشق اول سینه وانگه جامه را
تیغ عشق اول بسر آنگه ز مغفر بگذرد
هوش مصنوعی: عاشق در ابتدا سینهاش را چاک میکند و سپس لباسش را با تیغ عشق میبرد و بعد از آن از کلاهخود عبور میکند.
زندگی بی جان نشاید کرد در عالم نشاط
بگذر از عمری که دور از روی دلبر بگذرد
هوش مصنوعی: زندگی بدون شور و نشاط ارزش ندارد، پس از وقتی که دور از چهره محبوب سپری میشود، بگذر و آن را بیفایده بدان.