برگردان به زبان ساده
عجب نبود بگلشن جا اگر فصل خزان دارم
کنون نه رشک بر گلچین، نه باک از باغبان دارم
هوش مصنوعی: جای تعجب نیست که در باغ، حالا که فصل پاییز است، من نهتنها به گلها حسادت نمیکنم، بلکه از باغبان نیز نگران نیستم.
ز پی شادی و غم دارد غم و شادی چرا خود را
ز غم غمگین نمایم یا ز شادی شادمان دارم
هوش مصنوعی: انسان در زندگی خود به دنبال شادی و غم است. پس چرا باید خود را به خاطر غمها ناراحت کنم یا به خاطر شادیها خوشحال باشم؟
حدیث عشق من افسانه شد در شهر و میباید
ز شرم عاشقی پیش تو درد دل نهان دارم
هوش مصنوعی: عشق من در این شهر به داستانی تبدیل شده و به خاطر شرم از عاشقیام، نمیتوانم درد و دلهایم را با تو در میان بگذارم.
چه باکم از گرفتاری که صیادم درین گلشن
قفس بر شاخی آویزد که در وی آشیان دارم
هوش مصنوعی: نمیترسم از مشکلات و سختیهایی که صیاد ممکن است برایم ایجاد کند، چرا که در این باغ، لانهام بر روی شاخهای است که او نمیتواند به آن دسترسی داشته باشد.
ندارم غیر بادی در کف و خاری بپا باری
باین خوش کرده ام خاطر که جادر گلستان دارم
هوش مصنوعی: من هیچ چیز ندارم جز بادی در دست و خاری که بپایم است. اما با این حال، با خاطری خوش زندگی میکنم زیرا در دور و برم گلستانی وجود دارد.
غم جان جهانم فارغ از جان و جهان دارد
تو پنداری که من اندیشه ی جان یا جهان دارم
هوش مصنوعی: غم من تمام هستی را در بر گرفته و فراتر از زندگی و دنیایم است. تو گمان میکنی که من به فکر جان یا دنیایم هستم.
نشاط از بیم دشمن تا بکی گیری کنار از ما
که باشد کو نداند با تو رازی در میان دارم
هوش مصنوعی: از ترس دشمن تا چه زمانی میخواهی دوری کنی؟ چه کسی در اینجا میداند که رازی را با تو دارم؟