برگردان به زبان ساده
بصید ما نظر افکند شهسوار دگر
بشهر ما گذر آورد شهریار دگر
هوش مصنوعی: یک سوارکار دیگر به شکار ما نگریست و شاهی دیگر به شهر ما گذر کرد.
اگر تو پای عنایت کشیدی از سرما
کشید سرو دگر سر زجویبار دگر
هوش مصنوعی: اگر تو محبت و توجه خود را به کسی اظهار کنی، در نتیجه او نیز از مشکلات و سختیها نجات خواهد یافت و حالتی تازه پیدا خواهد کرد.
وگر تو برگ تلطف ببردی از بر ما
نموده تازه گلی رخ زشاخسار دگر
هوش مصنوعی: اگر تو لطف و محبت خود را از ما بگیری، دیگر هیچ چیز تازه و زیبایی از گلهای باغ به ما نخواهد رسید.
بشاخسار دگر طرح آشیان فکنم
که ره بگلشن ما یافت نو بهار دگر
هوش مصنوعی: درختی دیگر میکارم تا آشیانهای جدید بسازم، زیرا راهی به گلستان ما پیدا شده و بهار تازهای به وجود آمده است.
من و هوای نگار دگر! معاذالله
که از غم تو کشد دل به غمگسار دگر
هوش مصنوعی: من و حال و هوای معشوق دیگر! هرگز، که به خاطر غم تو دل به غم دیگران نسپارم.
بدیگری ندهم دل که خوار کرده ی تست
که هر که خوار تو شد دارد اعتبار دگر
هوش مصنوعی: من دل خود را به کسی دیگری نمیسپارم، زیرا تو را بیاحترامی کردهاند. هر کس که به تو بیاحترامی کند، اعتبار خود را نیز از دست میدهد.
هزار بار بر اندی نشاط او نرفت
که از دیار تو ره نیست در دیار دگر
هوش مصنوعی: او هزار بار شادابی و نشاطش را از دست نداده است، چرا که هیچ راهی به دیار دیگری جز دیار تو وجود ندارد.