برگردان به زبان ساده
ترسم از چشم بد خلق رسد بر تو گزندی
گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی
هوش مصنوعی: نگرانم که کسی با حسد و بدخواهی به تو آسیب برساند، به همین خاطر بهتر است که نقابی بر چهرهاش بگذارد و آتش حسرت در دلش برافروزد.
ما نه خود لایق تیریم و نه شایستهی بندی
ور نه آن ابرو و آن طره کمان است و کمندی
هوش مصنوعی: ما نه خودمان لیاقت درد و رنج را داریم و نه شایستگی گرفتار شدن در عشق را؛ زیرا عشق او به مانند ابرو و موهایی است که مانند کمان و کمند ما را به دام میاندازد.
لاف قوت مزن ای خواجه که از ما نخرد کس
جز دل خسته درین رسته و جز جان نژندی
هوش مصنوعی: ای آقا، از قدرت خود سخن نگو، زیرا در این راه فقط دلهای شکسته و جانهای رنجور از ما خواهند خرید.
لاف خصمی به منت هست دریغا ز مصافی
تا بیازیم سنانی و بتازیم سمندی
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که در جدال و رقابت، فقط سخنرانی و بزرگنمایی دشمن کافی نیست و باید واقعاً با او روبرو شد. افسوس که ما به جای عمل، فقط در مورد پیروزی و موفقیت صحبت میکنیم و شجاعت و قدرت خود را در عمل ثابت نمیکنیم. در واقع، باید آماده باشیم که به مرحله عمل برسیم و با شجاعت و قدرت واقعی در میدان رقابت حاضر شویم.
بند بر لب نه و بگذر ز من ای یار خردمند
من که صد بند گسستم نپذیرم ز تو پندی
هوش مصنوعی: ای دوستم، که انسان دانا و خردمندی هستی، سخن مرا نشنیده بگیر و از کنارم بگذر. من به قدری از قید و بندهای زندگی رها شدهام که دیگر هیچ نصیحتی از تو را نمیپذیرم.
مصلحت خوی ز دوران نبرد کار بسامان
راحت آن یافت که اندیشه نبودش ز گزندی
هوش مصنوعی: مصلحت آن است که در زمان های دشوار، شخص برای آرامش و امنیت خود، از فکر کردن به خطرات و آسیبها دوری کند و به این ترتیب زندگی راحتتری را تجربه کند.
هم نشاط از تو و هم غم چه غم ار شاد نباشم
به جهان خرم از آنم که چنانم تو پسندی
هوش مصنوعی: زندگی من پر از شادی و غم است. چه اهمیتی دارد اگر غمگین باشم، وقتی که به خاطر تو در این دنیا شادابم. من از این بابت خوشحالم که تو مرا اینگونه میپسندی.