برگردان به زبان ساده
غم به جایی فکند رخت که غمخواری هست
ای خوش آنجا که نه یاری نه پرستاری هست
هوش مصنوعی: غم در جایی میافکند که کسی به آن توجه نمیکند و غمخواری ندارد. خوشا به حال کسی که در چنین مکانی نباشد، جایی که نه یاری هست و نه پرستاری.
هر که یار دگرش نیست خدا یار ویست
هر که کاری بکسش نیست باوکاری هست
هوش مصنوعی: هر کس که دوست و یار دیگری ندارد، خداوند یار اوست و هر کسی که کاری به او نمیسپارد، کارهایی وجود دارند که به او خواهد رسید.
آنکه اندیشه ی گلزار و گلش در سر نیست
میتوان یافت که در پای دلش خاری هست
هوش مصنوعی: اگر کسی در فکر زیباییهای گلستان و باغ نیست، میتوان فهمید که در درون او درد و رنجی وجود دارد.
نخرد خواجه ی ما گرچه بهیچش بدهند
بنده ای را که بجز خواجه خریداری هست
هوش مصنوعی: آقای ما اگرچه هیچ چیز را در نظر نمیگیرد، بندهای را نمیفروشد که غیر از خود او کسی نیست که او را بخرد.
رفت روزت به سیهکاری و غفلت، دریاب
تا ز خورشید اثر بر سر دیواری هست
هوش مصنوعی: روزت را به بیخبری و کارهای ناپسند سپری کردی، اما حالا بیدار شو که نشانی از نور و روشنایی هنوز بر دیوار وجود دارد.
بلب لعل مناز اینهمه کز دولت شاه
این متاعیست که در هر سر بازاری هست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بلبلی از خوشحالی و زیبایی میخواند و میگوید که این همه زیبایی و نعمت به خاطر قدرت و لطف پادشاه است، و آنچه در هر بازار پیدا میشود، نظیر این نعمتها و زیباییهاست.
زاهد از مجلس ما رخت برون بر که نشاط
ننهد پای در آن حلقه که هوشیاری هست
هوش مصنوعی: ای زاهد، از مجلس ما برو، زیرا که در اینجا چیزی جز بیخودی و خوشحالی نیست و کسی که هوشیار باشد، نمیتواند در این جمع بماند.