برگردان به زبان ساده
نبود عجب ار برقی در خرمن ما بینی
باشد عجب ار برگی در گلشن ما بینی
هوش مصنوعی: اگر در خرمن ما برق و آتش ببینی، جای تعجب ندارد؛ اما اگر در گلشن ما رنگ و زیبایی به چشم بخورد، براستی باید شگفتزده شوی.
دیوانگی ما را امروز مبین، فرداست
کان سلسله ی مشکین در گردن ما بینی
هوش مصنوعی: امروز دیوانگی من را ننگر، فردا خواهی دید که این زنجیره ی سیاه به گردن من آویخته شده است.
جز جام سفالینم خشتی دو ببالین نیست
در کنج خرابات آی تا مخزن ما بینی
هوش مصنوعی: به جز لیوان سفالی من، هیچ چیز دیگری در این گوشه از میخانه نیست. بیا تا گنجینهی من را ببینی.
مهر فلک ار خواهی زایوان ملک جویی
مهر ملک ار جویی از روزن ما بینی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از مهر و محبت آسمان بهرهمند شوی، به دنبال محبت سلطنت باش؛ اگر به دنبال محبت سلطنت هستی، از روزنهی دل ما این مهر را مینگری.
این کشت که دیدی بود آبش همه از این ابر
شاید اگر از وی برق در خرمن ما بینی
هوش مصنوعی: این کشت که میبینی تمام آبی که دارد از این ابر است، شاید اگر از او جرقهای در خرمن ما ببینی.