برگردان به زبان ساده
ابر بر طرف گلستان گوهر افشان است باز
خسرو گل را مگر عزم گلستان است باز
هوش مصنوعی: ابر در بالای گلستان در حال پاشیدن مرواریدهای باران است، آیا خسرو گل میخواهد دوباره به سوی گلستان برگردد؟
باز سنبل میدمد از باغ یا باد بهار
از شمیم آن خم گیسو پریشان است باز
هوش مصنوعی: گل سنبل دوباره در باغ میروید یا باد بهاری میوزد که بوی خوش آن گیسوی پریشان را به یاد میآورد.
طره ی سنبل پریشان زلف شاهد بی قرار
خواجه در کار قرار و فکر سامان است باز
هوش مصنوعی: موهای پریشان و زیبا مانند سنبل، در دست معشوقی است که در حال و هوای ناآرامی به سر میبرد و در اندیشه آرامش و نظم است.
در خروش بلبلان مطرب غزلخوان میرسد
واعظ بیچاره شاد از پند رندان است باز
هوش مصنوعی: در حالیکه بلبلها با صدای دلنواز خود غزل میخوانند، واعظ بیچاره با خوشحالی از نصیحتهایی که به رندان دادهاست، باز میگردد.
برگ برگ شاخ بر توحید یزدان آیتی ست
خواجه صدرالدین چرا در فکر برهان است باز
هوش مصنوعی: هر قسمت از درخت توحید خداوند نشانهای است، اما خواجه صدرالدین چرا به دنبال دلیلی است؟
تا شتاب عمر ببینند این جوانان، هر بهار
گل بشاخ امروز و فردا خاک بستان است باز
هوش مصنوعی: جوانان هر بهار دوباره شاهد شکوفهها و زیباییهای طبیعت هستند، اما باید بدانند که آنها تنها درختان و گلهای امروز و فردا هستند که در خاک بستان میروید و عمرشان کوتاهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
از خرابی ساز آبادش عمارت تا بکی
لطفها در کار دل کردی و ویران است باز
هوش مصنوعی: تا زمانی که ساخت و ساز خراب شده است، تو همچنان به دل عزیزان لطفهای بسیاری میکنی و آن عمارت باز هم ویران است.
عارض گل بی حجاب و طلعت او بی نقاب
چشم ابر و دیده ی من از چه گریان است باز
هوش مصنوعی: گل بدون پوشش و زیبایی او بدون پرده، چرا چشمان ابر و من دوباره در حال گریه هستیم؟
نیست پنداری نشاط آگاه از حالم طبیب
درد میخواهم من و او فکر درمان است باز
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که کسی که در حال صحبت است، از وضعیت روحی و حال خوبش آگاه نیست و احساس شادی ندارد. او به یک پزشک یا درمانگر نیاز دارد که به او کمک کند، اما در حالی که او به دنبال درمان است، پزشک فقط به فکر راههای درمان است.