برگردان به زبان ساده
بر آن سرم که به پیمانه دست بگشایم
غبار، عقل ز رخسار عشق بزدایم
هوش مصنوعی: من میخواهم در لحظهای خاص و با دقت، پرده از روی حقایق عشق بردارم و به عقل و خرد خود خاکی که بر چهره عشق نشسته، بزدایم.
گهی بطره ی ساقی کهن بگیسوی چنگ
گره ببندم و از کار بسته بگشایم
هوش مصنوعی: گاهی با شراب خوش، بر گردن گیسوی نوازنده، گرهی میزنم و از آن کارهایی که دشوار شده، رهایی میيابم.
مرا نه دست ستیزی بود نه پای گریز
اگر بخشم بر آیی بعجز باز آیم
هوش مصنوعی: من نه قدرت جنگیدن دارم و نه میتوانم فرار کنم. اگر تو بیایی و به من بخشی، من دوباره به تو باز خواهم گشت با بیپناهی.
مرا بدست خضیبت چه جای پنجه، ولی
بخون خویش توانم که پنجه آلایم
هوش مصنوعی: من در برابر دست تو چه قدرتی دارم، اما میتوانم با خون خودم به تو پاسخ دهم و دستانم را به آن آغشته کنم.
پی قبول تو آراست هر کسی خود را
من از قبول تو خود را مگر بیارایم
هوش مصنوعی: هر کسی برای جلب توجه و پذیرش تو، سعی میکند خود را زیبا و شایسته نشان دهد، اما من فقط با قبول تو میتوانم خودم را بیارایم و ارزشمند شوم.
هزار بادیه پیموده ام بدین امید
که در سرای مغان جرعه ای بپیمایم
هوش مصنوعی: من هزاران جاده را پیمودهام به این امید که در خانهی اهل می و محبت، لبی از شراب بنوشم.
گرفتم اینکه نعیم جهان بکام من است
روان بکاهم تا چند و تن بیفزایم
هوش مصنوعی: من فهمیدم که خوشبختی و لذت زندگی در دست من است، بنابراین تا زمانی که هنوز زندگی میکنم، تلاش میکنم به آن دست پیدا کنم و بر حجم زندگیام بیفزایم.