برگردان به زبان ساده
بازو مساز رنجه که ما خود فتادهایم
گردن به تیغ و سر به کمندت نهادهایم
هوش مصنوعی: درد و زحمت نکش، چون ما خود به دست تو گرفتار شدهایم و گردنمان را در برابر تیغ تو گذاشتهایم.
جان گر بود سزای تو بر کف گرفتهایم
سر گر سزد به پای تو از دست دادهایم
هوش مصنوعی: اگر جان ما سزاوار تو باشد، آن را در کف دست گرفتهایم، اما اگر سزاوار تو باشد که در پای تو باشد، ما آن را از دست دادهایم.
آیینهسان دلیست به صیقلسرای عشق
ما را که نقشها بپذیریم و سادهایم
هوش مصنوعی: دل ما مانند آینهای است که در دنیای عشق، به راحتی نقشها و تغییرات را میپذیرد و به سادگی به آنها واکنش نشان میدهد.
در آستان میکده آخر کنند خاک
ما را که هم نخست از آن خاک زادهایم
هوش مصنوعی: در ورودی میکده، سرانجام ما را به خاک خواهند سپرد، چرا که ما نیز از همون خاک به وجود آمدهایم.
در موج بحر هستی از اهتزاز عشق
ما همچو ماهیان به ساحل فتادهایم
هوش مصنوعی: در جریان زندگی و در میان چالشها، ما به دلیل عشق و محبتمان مانند ماهیانی هستیم که به سواحل رسیدهاند.
دشمن مباش غره به بازوی خود که ما
سر بر مراد دوست به چوگان نهادهایم
هوش مصنوعی: به خود مغرور نشو و فکر نکن که به تنهایی توانایی مقابله با ما را داری، چرا که ما برای رسیدن به هدف خود از حمایت دوست استفاده کردهایم.
بر چشمهٔ حیات نبندیم دل که چشم
بر خاک پای خسرو عالم گشادهایم
هوش مصنوعی: دلمان را بر چشمهٔ حیات نخواهد بست، زیرا چشمانمان به خاک پای مظهر عالم باز است.