برگردان به زبان ساده
روزی که نبینند نشانی بجهانم
از خاک در میکده جویند نشانم
هوش مصنوعی: روزهایی که دیگر اثری از من نیست، در دنیای خاکی، در میکده به دنبال نشانهای از من خواهند گشت.
جانم بلب و جام لبالب ز شراب است
شاهد ببرم به که شهادت بزبانم
هوش مصنوعی: جانم شوق و محبت دارد و جامم پر از شراب است. میخواهم این محبت و شوق را با زبانم بیان کنم و از کسی گواهی بگیرم.
تا خاک وجودم بکجا باد کشاند
امروز که خاک قدم باده کشانم
هوش مصنوعی: امروز میخواهم ببینم که وجود من به کجا رفته و چه سرنوشتی پیدا میکند، زیرا قدمهای من در این مسیر، مرا به دنیای لذت و بادهنوشی میکشاند.
از کنج خرابات بجایی نبرم رخت
گر خلد برین است که من باز برآنم
هوش مصنوعی: هرگز لباس خود را از این مکان خراب و بینظم برنمیدارم، حتی اگر بهشت در اینجا باشد، من هنوز به رفتن به آنجا فکر نمیکنم.
من چیستم از من چه گناهی چه ثوابی
نه در خورد و زخ نه سزاوار جنانم
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم و چه تقصیر و پاداشی دارم؟ نه گناهی دارم که مستحق عذاب باشم و نه اعمال نیکویی که شایسته بهشت باشم.
پی پرده نهان است زهی روی نگارم
ناگفته عیان است زهی راز نهانم
هوش مصنوعی: پشت پرده چیزی پنهان است، اما چهره زیبای من خود به خود آشکار است. راز من نیز در دل پنهان است، اما به وضوح نمایان است.
من هیچم و از هیچ بجز، هیچ نیاید
گفتند چنین باشم و کردند چنانم
هوش مصنوعی: من هیچ هستم و از هیچ چیز جز هیچ نمیتوانم بگویم. گفته بودند چنین باشم و اکنون اینگونه شدهام.
از من چه اقامت طلبی روز رحیلش
او میرود و میبرد از دست عنانم
هوش مصنوعی: از من چه انتظاری داری در روزی که او میرود؟ او میرود و اختیار من را از دستم میگیرد.
یاران نشاطند ز دوران جهان شاد
من شاد بدوران شهنشاه جهانم
هوش مصنوعی: دوستانم از خوشیهای زندگی لذت میبرند، من نیز در شادی و خوشحالی زندگی میکنم، چون شاداب و خوشحال به دور از نگرانیهای دنیا هستم.