برگردان به زبان ساده
سوی جانان جانم از تن میبرند
از قفس مرغی به گلشن میبرند
هوش مصنوعی: دل من که به یاد محبوبش در تکاپوست، از قفس تن آزاد میشود و به سوی او پرواز میکند، همانگونه که پرندهای به باغ زیبا میرود.
با همند این خار و گل در باغ ولیک
این به ایوان آن به گلخن میبرند
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که خار و گل هر دو در کنار هم در باغ وجود دارند، اما در نهایت این گلها هستند که به جاهای زیبا و ارزشمند منتقل میشوند، در حالی که خارها به مکانهای معمولی و غیر جذاب میروند. این موضوع نشاندهندهی تفاوت در سرنوشت و جایگاه چیزهاست.
این سیهزلفان چو طراران شب
دل ز مردم روز روشن میبرند
هوش مصنوعی: این افرادی که موهای تیره و زیبا دارند، همچون پرندگانی در شب، دلهای مردم را در روشنایی روز به خود جذب میکنند.
تاب داده زلف و خوابآلوده چشم
خوابم از سر، تابم از تن میبرند
هوش مصنوعی: زلفهایش را گیسوانی نرم و زیبا به تصویر میکشد و چشمانش حالتی خوابآلود دارند که این همه زیبایی خواب را از سرم میبرد و حال من را متشنج میکند.
عاقلان آبی بر آتش میزنند
عاشقان برقی به خرمن میبرند
هوش مصنوعی: افراد خردمند برای خاموش کردن آتش، آب میریزند، اما عاشقان با شوق و اشتیاق، جرقهای را به کشتزار خود میبرند.
طاعت شاهم ز چوگان بسته دست
کاین حریفان گوی از من میبرند
هوش مصنوعی: فرمانبرداری من از شاه مانند بازیکنی است که دستش به چوب بازی بسته شده و حریفان در حال بردن امتیاز از من هستند.
خار این گلزار دامنگیر ماست
گل هوسناکان به دامن میبرند
هوش مصنوعی: این گلزار پر از خاری است که به ما آسیب میزند و زیباییهای آن به دست کسانی است که هوسران هستند.
شیر با زنجیر این طفلان شهر
کو به کو برزن به برزن میبرند
هوش مصنوعی: شیر را با زنجیر به دنبال این کودکان میکشند و آنها را از این محله به آن محله میبرند.
دل نداری ورنه این خوبان نشاط
گر دل از سنگ است و آهن میبرند
هوش مصنوعی: اگر دل نداری، بدان که این معشوقها با تمام زیبایی و شادابی خود، دلهای سنگی و آهنی هم را به تسخیر در میآورند.